شده بود كه دراينصورت ، لابد تعدادى از بانوان يونانى وى را همراهى مىكردهاند . مگاستانس ، « 1 » سفير سلوكوس ، سالهاى متمادى در پتيلىپوترا به سر برد و مسافرتهاى عديده به نقاط مختلف هندوستان كرد . به گونهاى منظم سفيرهايى ميان مئوريان و سلوكيان آمدوشد كرده و هدايايى را رد و بدل مىكردند . همچنين در پتيلىپوترا مقدم بيگانگان را گرامى مىداشتند ، به گونهاى كه در شهردارى آن شهر كميتهاى دائمى مأموريت داشت به امور خارجيان رسيدگى كرده و موجبات رفاه و آسايش آنان را فراهم آورد .
جينىها ادعا مىكنند چندراگوپتا در پايان زندگانى كيش جينى را پذيرفت و از سلطنت به سود پسرش استعفا كرد و راهب شد . همراه بايكى از قديسين جينى و تعداد بسيارى از راهبان به جنوب هند رفت . در آنجا ، به شيوهء سنتى جينىها ، با امساك در خوردن و گرسنگى تدريجى خودكشى كرد .
در سال 297 ق . م بيندوسره ، « 2 » پسر چندراگوپتا ، جانشين وى شد . يونانيان بيندوسره را با اسم اميتروخاتس مىشناسند . شايد اين تلفظ يونانى واژهء سانسكريت آميترگهاتا « 3 » به معنى دشمنكش باشد . ظاهرا او مردى بوده است كه دربارهء مطالب و موضوعهاى مختلف كنجكاوى مىكرده است . روايت مىكنند از آنتيوخوس اول « 4 » خواسته بود تا براى او شراب شيرين و انجير خشك و يك فيلسوف سوفسطايى بفرستد . بيندوسره در جنوب به جنگ پرداخت و تسلط خود را در شبهقارهء هند تا جنوب ميسور گسترش داد .
شهرت دارد كه فاتح سرزمينهاى ميان دو دريا بوده است . لابد مراد درياى عربستان و خليج بنگال است . سرايندگان كهن تاميل نواحى جنوبى از گردونههاى جنگى مئوريان سخن مىرانند كه چون تندر و صاعقه راه مىسپردند و درفشهاى سفيد آنان در آفتاب مىدرخشيد . به هنگام مرگ بيندوسره ، تمام شبهقارهء هندوستان عملا به تصرف و يا باجگذارى مئوريان
هامش
( 1 ) .Megasthenes( 2 ) .Bindusara( 3 ) .amitraghata( 4 ) .Antiochus I