تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
تمهيد مىتواند پايتخت را تصرف كند . سپس بابر را دست‌به‌سر كرده سلطان‌نشين دهلى را به چنگ آورد . درگيرى با گجرات مانع از آن شد كه سانگا بتواند به تعهد خود عمل كند . جنگى كه در پانىپات رخ داد ، با بهره‌مندى بابر انجام يافت . از اين بدتر سانگا دريافت بابر قصد دارد در هند اقامت كرده و در دهلى فرمانروايى كند . اتحاد ميان آنان درهم شكسته شد . سانگا در سال 1527 در ميدان جنگ با بابر روبرو شد . سانگا در جنگ شكست خورد و پس از مرگ او سلطان‌نشين مىوار به صورت يكى از امارات كوچك درآمد . تجزيهء ماروار چند سالى زودتر آغاز شد . بسيارى از شاهزادگان دربارى آن‌جا به نواحى مجاور كوچيدند و امارات كوچكى از قبيل ساتال‌مر و بيكانر و غيره تشكيل دادند كه حتى تا سدهء بيستم دوام آوردند . موضوع طايفه و رابطهء طايفه‌اى در ميان راجپوت‌ها از اهميت فوق العاده برخوردار بود . تا وقتى كه فرمانروايى در طايفه واحدى متمركز بود ، همه بدان وفادارى شديد داشتند . اما اگر اشخاص متعلق به طوايف مختلف گرد يكديگر جمع شده و صاحب قدرت مىشدند ، بروز اختلاف و نزاع در ميان آنان حتمى بود . رقابت‌ها و چشم هم چشمىهاى طايفگى در ميان آنان مهارنكردنى بود . سريع‌ترين وسيله بود براى ايجاد اختلاف ميان آنان . اما ستارهء اقبال آنان در اين دوره موقتا افول كرد و در سده‌هاى بعد دوباره درخشيدن گرفت . در اواخر سدهء چهاردهم ، كشور سلطنتى جائونپور به دست نخستين شاه سلسلهء شرقى ، يكى از سرداران سابق سلطان دهلى ، به وجود آمد . جائونپور موقعيتى دشوار داشت . در غرب با سلطان‌نشين دهلى و در شرق با كشور بنگال ، هم‌مرز بود . دو كشورى كه مناسبات حسنه با جائونپور نداشتند . شرقىها در ايام گرفتارى سلطان دهلى هميشه سرگرم تهيهء نقشه براى براندازى او بودند ؛ نقشه‌هايى كه هيچ‌گاه عملى نشد . شرقىها دائما براى