دختر كوالان و يكى از زيبارويان دربارى بوده ، اما از پيروان پروپاقرص كيش بودا نيز هست . نمونههاى نمايشنامههاى آن دوره در نمايشنامههاى مشهور سانسكريت اشواگوشا « 1 » و بهاسا « 2 » باقى مانده است . هيچ نمايشنامهاى به اندازهء اين دو با يكديگر اختلاف ندارند . نسخههاى خطى نمايشنامههاى اشواگوشا كه در سدهء اول كتابت شده ، در صومعهاى در تورفان يافت شد .
مضمون اين نمايشنامهها كيش بوداست . در يكى از آنها موضوع نمايشنامه زندگىنامهء خود بوداست . در اشواگوشا ، با دقت از قوانينى كه بهاراتا در كتاب ناتاياشسترا « 3 » ( مطالعهء هنرهاى نمايشى ) ، كه در زبان سانسكريت متنى همطراز فن شعر ( پوئتيك ) ارسطو در زبان يونانى دارد ، پيروى شده است . اما بهاسا كه دو سدهء بعد مىزيست ، وقعى به اين قوانين نمىگذاشت . نمايشنامههاى بهاسا مبتنى بر رويدادهاى حماسههايى چون مهابهاراتا ، و رامايانه است و يا داستانهاى عاشقانهاى كه انعكاس ماجراهاى عشقى شاه يوداين « 4 » از خاندان اوانتى « 5 » است . مخاطب نمايشنامههاى بهاسا محافل محدود دربارى است ، حال آنكه نمايشنامههاى اشواگوشا در مراسم و مجامع مذهبى و با حضور گستردهتر مردم اجرا مىشده است .
محور جلوهگرىهاى هنر اين عصر خواه در معمارى يا مجسمهسازى ، كيش بوداست . آنچه آفرينش اين آثار هنرى را ممكن مىساخت ، پشتيبانى مالى بازاريان توانگر و اصناف و عطاياى دربارى بود . آنچه از معمارى مذهبى اين دوره بهجا مانده عمدتا استوپاها « 6 » و معبد - غارهاى بودائيان است .
سابقهء استوپا [ تقريبا بنايى شبيه به امامزاده در ايران ] ، به گورپشتههاى پيش از ظهور كيش بودا برمىگردد ؛ گنبدى است كروى مانند كه بر روى شئ مقدس خواه متعلق به خود بودا و يا يكى از اولياى آن كيش و يا روى يكى از
هامش
( 1 ) .Ashraghosha( 2 ) .Bhasa( 3 ) .Natyashastra( 4 ) .Udayin( 5 ) .Avanti( 6 ) .stupa