طبقات زيردست و فرودين . دليل آشكار اين پيشنهاد دشوارى بازپرداخت وام براى طبقاتى بود كه از نظر اقتصادى تهيدست بودند . وامدارى منجر به سكون و حالت اطاعت و انقياد مىشد .
استعمال روزافزون پول ، نظام تهاترى را ، كه مخصوصا در روستاها دوام آورده بود ، از ميدان خارج نكرد . مثلا در سلطاننشين چولا هرچند سكههاى طلاى رومى و ديگر انواع سكههاى كوچكتر مسى در جريان بود ، اما تا قرنهاى متمادى واحد ارزش در مبادلات قطعهء زمين برنجزار بود . در ديگر نواحى و بخشهاى هندوستان انبوهى از انواع سكهها در شهرها رواج داشت . سكههاى طلا ( نيشكا ، « 1 » سووارنا « 2 » و پالا « 3 » ) ، نقره ( شاتامانا ) . « 4 » و مسى ( كاكينى ) « 5 » و سربى . رايجترين سكهها كارشاپانا « 6 » بود كه با هر چهار فلز فوق ضرب مىشد . با توسعه معاملات بازرگانى ، اوزان و مقياسات دقيقتر و پيچيدهتر شدند .
صنايع در نقاطى استقرار داشتند كه مواد اوليه به آسانى فراهم مىآمد يا اينكه در آنجا سنت حرفهاى خاص وجود داشت و استادان آن حرفه مىتوانستند به آسانى در آنجا گرد هم آيند . اين معنا بهخصوص در مورد ريسندگى و بافندگى قماش پنبهاى و پارچهء ابريشمى صادق بود . زنان را بهويژه در زمينهء ريسندگى و بافندگى قماش نخى به كار مىگرفتند .
پارچههاى پنبهاى لازم بود مانند پوست مار نرم و ريس آنچنان باريك رشته شده باشد كه ديده نشود . انواع قماش در نقاط مختلف هر ناحيه توليد مىشد و در سراسر سرزمين هند خريدار داشت . مگده به عنوان مركز توليد آهن باقى ماند ، اما توليد ديگر فلزات با گستردگى بيشتر پراكنده بود . مس را در راجستان و دكن و كوهپايههاى هيماليا استخراج مىكردند . در سراشيبهاى
هامش
( 1 ) .nishka( 2 ) .surarna( 3 ) .pala( 4 ) .shatamana( 5 ) .kakini( 6 ) .karshapana