را عملا غيرممكن مىساخت ، قواعد كاستى و طبقاتى بود . ازجمله اينكه با يكديگر غذا خوردن ممنوع و حرام بود . قانونى كه سدى عملى و واقعى در ميان اصناف متعلق به طبقات مختلف ايجاد مىكرد .
واقعيت ديگرى كه از لابهلاى سطور كتيبه برمىآيد ، اين است كه صنف مىتوانسته نقش بانك و سرمايهگذار و حتى متولى يا امين را برعهده گيرد . اما اين وظايف را معمولا طبقهء ديگرى از بازاريان انجام مىدادند كه « سرشتى » ها « 1 » يا صرافان خوانده مىشدند و اعقاب آنان را امروزه در شمال هندوستان « ست » ها « 2 » و در جنوب « چتى » ها « 3 » و يا « چتىيار » ها « 4 » صدا مىكنند .
بانكدارى يا صرافى در آن عصر شغلى تماموقت نبود و سرشتىها اغلب علاقههاى ديگر هم داشتند . شغل بانكدارى با استقرار اقتصاد مبتنى بر پول توسعه و گسترش يافت . نظام تهاترى مبتنى بر داد و ستد كالاها با يكديگر امكاناتى براى سرمايهگذارى فراهم نمىآورد . روزگار بلافاصله پس از مئوريان شاهد انفجار در زمينهء ضرب سكه بود . شاهان شمال غرب در ضرب سكه از نمونههاى ايرانى و يونانى تقليد مىكردند . در ديگر نقاط سكههاى محلى ضرب زده شد كه به مراتب از سكههاى سوراخ شدهء مئوريان مرغوبتر بود . پولهاى بيگانه مانند « دنارى » « 5 » رومى در جامعه رواج داشت .
دراينباره محدوديتى نبود . مىپندارند از سكههاى طلاى رومى در جنوب هند بهعنوان ذخيرهء طلا استفاده مىكردهاند . رباخوارى از وجوه پذيرفتهء بانكدارى دانسته مىشد . نرخ بهره پانزده درصد بود . اما پولى كه براى تأمين هزينههاى بازرگانى دريايى به وام داده مىشد ، بهرهء بيشترى طلب مىكرد .
يكى از مؤلفان معتبرتر آن دوره مىنويسد كه نرخ بهره بايد بر طبق كاست يا طبقهء وامگيرنده متغير باشد ؛ يعنى طبقات بالاتر بهرهء كمترى بپردازند تا
هامش
( 1 ) .sreshthin( 2 ) .seth( 3 ) .chetti( 4 ) .chettiyar( 5 ) .denarii