عمده بزرگتر و بزرگتر شدند . قوانين كار را اصناف وضع مىكردند . كيفيت اجناس توليدى را معلوم نموده و براى حفظ منافع توليدكنندگان و مصرفكنندگان قيمت را تعيين و ثابت نگاه مىداشتند .
صنف بر قيمت محصولات توليدى نظارت داشت . اين قيمتها يا مربوط مىشد به كيفيت جنس توليدى و يا با مقياس ثابتى محاسبه مىشد .
محاكم صنفى بر رفتار اعضاى خود تسلط داشت . عرف صنفى ( شرتى دهرما ) « 1 » قدرت قانونى داشت . اينكه اصناف در زندگى خصوصى اعضاى خويش دخالت مىكردند از اينجا ثابت مىشود كه اگر زنى شوهردار مىخواست به عضويت يكى از فرقههاى بودايى درآيد و يا راهبه شود ، نه تنها ناچار از جلب رضايت شوهر بود بلكه كسب نظر موافق صنفى كه شوهرش به آن تعلق داشت نيز واجب بود . ارتباط صنف با كاست يا طبقهء ضامن بود تا هميشه تعداد اعضايش كافى باشد . فرزندان كاست يا زيركاست معين مىبايست همان شغل و پيشهء پدران را دنبال كنند . چون كسبوكار پدران اغلب تنها امكان امرار معاش اينان بود صنف هميشه مىتوانست مطمئن باشد كه در طول نسلها به تعداد كافى عضو خواهد داشت .
از اصناف كه بگذريم ، ديگر تشكيلات كارگرى نيز وجود داشت ؛ مانند تعاونىهاى كارگرى . اين تعاونىها معمولا شامل پيشهها و حرفههاى گوناگونى مىشد كه با رشتهء اقتصادى واحدى سروكار داشتند . مثلا معمارى و ساختمانسازى - بناهاى عمومى و ساختمان معابد - به تعاونىهايى واگذار مىشد كه اعضاى آن در رشتههاى گوناگون تخصص داشتند مانند معماران ، مهندسان ، بنايان و مانند اينها .
از كاوشهاى باستانى تعدادى مهر بهدست آمده كه با آرم و نشانههاى اصناف و اتحاديهها حكاكى شدهاند . بههنگام جشنها و مراسم عمومى
هامش
( 1 ) .shreni - dharma