خيريه و ادبيات آن زمان است . پس شگفتى ندارد كه مذاهب مورد حمايت جامعهء بازرگانان ، كيشهاى بودا و جينى ، بهترين روزهاى عمر خود را ، در طول قرنها ، شاهد بود . اما اين همه بدان معنا نيست كه فعاليت اقتصادى آن دوره منحصر به بازرگانى بوده و يا از كشاورزى كاسته شده بود . كشاورزى هنوز درآمدزا بود . اما گرمى بازار و رونق دادوستد كسانى را كه با بازرگانى مربوط بودند به جلو صحنه آورده بود تا نقش اول را ايفا كنند .
در اين رابطه جريان اهميت يافتن اصناف در زندگى شهرى كه در دورهء مئوريان آغاز شده بود تداوم يافت . اصناف چه از نظر سامان دادن به توليد و چه از بابت شكل دادن به افكار عمومى روزبهروز در جامعهء شهرنشينان اهميت بيشتر پيدا كرد . چون از يكسو رقابت فردى با صنف دشوار بود و از سوى ديگر به عضويت صنف درآمدن هم موجب اعتبار اجتماعى و امنيت كلى مىشد ، اكثر پيشهوران به اصناف پيوستند . به علت تقاضاى روزافزون براى كالاهاى معين و نياز به بالابردن مقدار توليد آنها ، بعضى اصناف شروع به استخدام كارگر و برده كردند . اصناف اجبار داشتند در همان محل كه كار مىكردند به ثبت برسند و براى تغيير محل فعاليت خود نيازمند كسب اجازه از مقامات ادارى محلى بودند . پيشهوران هر رشته مىتوانستند صنفى را تشكيل دهند . بيشتر پيشهها صنف خود را داشتند تا از مزاياى فراوان صنف بهرهمند شوند . اصناف عمده عبارت بودند از : سفالگران ، فلزكاران و نجاران .
بزرگى و وسعت اين اصناف از آنجا آشكار مىشود كه حتى در دورهاى قديمتر ، سفالگرى بهنام سدالاپوتا ، « 1 » پانصد كارگاه سفالگرى داشت . وى شبكهء توزيع مخصوص توليدات خودش را مديريت مىكرد و صاحب تعداد زيادى كشتى و قايق بود تا محصولاتش را از كارگاههاى او به بنادر گوناگون كرانههاى رود گنگ حمل كنند . با توسعه و رونق بيشتر بازرگانى ، اصناف
هامش
( 1 ) .Saddalaputta