فرمانداران خود را اميرى مستقل اعلام داشتند . امور ادارى در دست مردم ، كه با نظارت مأموران سلطنتى انجام وظيفه مىكردند ، بود . كوچكترين واحد سياسى چه در شمال و چه در دكن هنوز روستا بود . تا زمانى كه روستا منبع اصلى و عمده ماليات و سربازگيرى بود ، وضع به همين ترتيب باقى ماند .
تغييرات در روابط سياسى محدود به مراتب بالا در ميان فرمانداران استانها و صاحبمنصبان آنها بود .
در پايان سدهء آخر ق . م هندوستان جنوبى مرحلهء پيش از تاريخ را پشت سر گذاشت و وارد مرحلهء تاريخى شد . از آن دوره ، آثار مكتوبى كه رويدادهاى معاصر آن دوره را منعكس مىسازد بهجا مانده است . آشوكا در سنگنبشتههاى خود به سلطاننشينهاى جنوب هندوستان ( ناحيههاى اندهراپرادش ، مدرس ، ميسور و كرالاى امروزى ) با عنوانهاى : « چولا » ها ، « پنديا » ها ، « ساتياپوترا » ها و « كرالاپوترا » ها اشاره مىكند . دو سلطاننشين اولى بر ساحل شرقى شبهقاره تسلط داشته و با فرهنگ بالندهء « تاميل » تداعى مىشدند . هستهء اصلى فرهنگ تاميل ناحيهاى واقع در جنوب شهر مدرس است كه هنوز هم « تاميل - ناد » يا سرزمين تاميلها خوانده مىشود . خراولا ، « 1 » شاه كالينگا ، سخن از شكست دادن اتحاديه تاميلها مىراند كه بىترديد منظورش « سه شاه تاجدار » يعنى چولاها ، پندياها و چراها ( كرالايىها ) و متفقان آنهاست . خراولا با سلطاننشين پنديا « 2 » رابطه بازرگانى برقرار ساخت .
مگاستانس « 3 » مىگويد سلطاننشين پنديا را دختر هراكلس « 4 » بنياد گذاشته است .
شايد اين گفته انعكاسى باشد از جامعهء مادرسالارى پيش از تاريخ جنوب هندوستان ، كه حتى تا نيم قرن پيش ، در كرانههاى غربى ايالت كرالا دوام آورده بود . مگاستانس نقل مىكند ملكهء پنديا ارتشى دارد شامل پانصد فيل و چهار هزار سوار و سيزده هزار پياده .
هامش
( 1 ) .Kharavela( 2 ) .Pandya( 3 ) .Megasthenes( 4 ) .Herakles