در جهات گوناگون با پيروزى لشكركشى كرد . ادعا مىكند شاه دكن غربى را شكست داده ، راجاگريهه را در شمال تصرف كرده و مگده را به زانو درآورده و به يونانىها در شمال غرب حمله برده و سرانجام سرتاسر خاك سلطاننشين پانديان ، واقع در جنوب شبهقاره ، را درنورديده و به علامت نهايت نفرت از فرمانروايان آنجا زمينهاى آنان را شخم زده است . خراولا به نهرهاى آبيارى كه نانداها احداث كرده بودند اشاره كرده و به اقدامات خود در اين زمينه فخر مىفروشد . در هيچ جاى كتيبه اشارهاى به مئوريان نشده است مگر آنكه اين اشاره در بخشهاى آسيب ديدهء كتيبه بوده باشد . شايد تلخى خاطرهء اردوكشى آشوكا هنوز در ذهن كالينگايىها باقى مانده بود . وى گذشته از ذكر پيروزىهاى خود مدعى است مبالغ هنگفتى در راه رفاه رعاياى خود هزينه كرده است . سبك نوشتن كتيبه ، پرآبوتاب و با نثرى مصنوعى است و بىترديد بخش عمدهء آن گزافگويىهاى شاهانه است . با مرگ خراولا ، كالينگا نيز دچار ضعف و ناتوانى شد .
اردوكشى اسكندر مقدونى در شمال غربى هند نتوانست به گونهاى اساسى موجبات نزديكى يونان و هندوستان را فراهم آورد . اختلاط و امتزاج يونان و هند بعدها ، در سدهء دوم ق . م به وسيلهء شاهان شمال غرب كه هندو - يونانى خوانده شدهاند ، روى داد . پايان گرفتن حكومت شاهنشاهى هخامنشى در ايران و مرگ اسكندر موجب پيدايش سلطاننشينهايى در ايران و سرزمينهاى همجوار شد كه سرداران جاهطلب اسكندر در آنها فرمانروايى مىكردند . در جريان پيدايش اين سلطاننشينها حكمرانان يونانى باكتريا و فرمانروايان پارتى ايران بيش از ديگران از فرصت پيش آمده سود جستند . در اواسط سدهء سوم ق . م پارتيان از زير سلطهء سلوكيان درآمده و عملا استقلال يافتند . در آغاز باكتريا نيرومندتر بود ، در ناحيهء ميان هندوكش و رود سيحون كه سرزمينى حاصلخيز بود قرار داشت و صاحب انواع منابع طبيعى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: روميلا تاپار
ص١٢٣