كه تا زمان حاضر در آن جزيره رويداده است . ترديدى نبود كه خداوند با اين عمل مصائبى را كه به زودى بر مردم نازل ميگرديد پيشگوئى ميكرد . زيرا در زمان داريوش فرزند هيستاسپ و بعد از آن در زمان خشايارشا فرزند داريوش و در زمان اردشير فرزند خشايارشا ، در طول حيات سه نسل پىدرپى ، تعداد حوادث و مصائبى كه بر يونان گذشت از مجموع حوادث و مصائبى كه بيست نسل قبل از داريوش رويداده بود تجاوز ميكرد . قسمتى از اين مصائب را پارسها با خود آورده بودند ، اما بقيه آن نتيجه اعمال خود آن مردمان و كسانى بود كه در رأس امور شهر قرار گرفته بودند و بر سر قدرت باهم مناقشه داشتند . بنابراين آيا كاملا بجا نبود كه دلوس كه تا آن زمان از زلزله در امان بود دچار زلزله گردد ؟ بعلاوه گفتهء هاتف يكى از معابد كه به صورت نوشته باقىمانده اين موضوع را چنين پيشگوئى كرده است :
من دلوس را كه تاكنون نلرزيده است بلرزه خواهم انداخت .
[ از طرف ديگر بايد اضافه كرد كه اسامى داريوش و خشايارشا و اردشير در زبان يونانى به ترتيب « جلاد » و « جنگجو » و جنگجوى بزرگ » معنى ميدهد . از اينقرار ، يونانيان اين سه پادشاه را در زبان خود بسيار صحيح نام مىبرند ] .
99 - بربرها « 1 » بعد از عزيمت از دلوس در جزاير متعددى توقف كردند . آنان در جزاير سربازان جديد ميگرفتند و فرزندان اهالى شهر را بعنوان گروگان با خود ميبردند .
وقتى ضمن گردش در ميان اين جزاير به كاريستوس « 2 » رسيدند ، اهالى اين شهر از تسليم گروگان خوددارى كردند و صريحا اعلام كردند كه حاضر به شركت در جنگ بر ضد شهرهاى مجاور خود يعنى ارترى و آتن نيستند . پس ، بربرها آنانرا محاصره كردند و آنقدر در آن سرزمين ويرانى كردند تا آنان تسليم اراده پارسها شدند .
100 - وقتى اهالى ارترى دانستند كه پارسها بسوى سرزمين آنها در حركت هستند از آتنيان تقاضاى كمك كردند . آتنيان تقاضاى آنانرا رد نكردند و چهار هزار
هامش
( 1 ) - درباره اين اصطلاح رجوع شود به مقدمه مترجم - جلد اول تاريخ هردوت .
( 2 ) - كاريستوس( Karystos )اين محل در جنوب جزيره بزرگ اوبه( Eubee )قرار داشت .