94 - بدين ترتيب بين آتن و اژين جنگ شروع شد . در همين حال پادشاه پارس نيز نقشههاى خود را دنبال ميكرد . خدمتگار پادشاه پىدرپى آتنيان را به ياد او ميآورد و خاندان پيزيسترات نيز پيوسته شكايات و اتهامات خود را بر ضد آن قوم تكرار ميكرد . بعلاوه ، داريوش قصد داشت با استفاده از اين بهانه يونانيان را كه حاضر بقبول سلطه او بر خشگى و دريا نبودند مطيع خود كند . مردونيه در لشكركشى خود با شكستى رقتبار روبرو شد . داريوش او را از فرماندهى خلع كرد و بجاى او فرماندهان ديگرى مأمور ارترى « 1 » و آتن كرد . اين دو نفر عبارت بودند از داتيسماد « 2 » و آرتافرن « 3 » فرزند آرتافرن و برادرزاده پادشاه . در فرمانى كه به آنان داده شد ذكر شده بود كه بايد آتن و ارترى را مطيع كنند و مردمان اين دو شهر را منقاد و مغلوب در مقابل ديدگان پادشاه حاضر كنند .
95 - فرماندهان منصوب ، بعد از آنكه از حضور شاه مرخص شدند و قدم در راه عزيمت گذاردند با تعداد كثيرى از سپاهيان زمينى كه از هر حيث مجهز بودند به سرزمين كيليكى « 4 » در دشت آلئيون « 5 » رسيدند و در آنجا اردو زدند . در همان محل ، تعدادى ملاح كه بهريك از ايالات تحميل شده بود به آنان ملحق شدند و وسايل حملونقل
هامش
( 1 ) - ارترى( Eretri )از شهرهاى قديم جزيره اوبه( Eubee )واقع در ساحل شرقى يونان كه به علت دخالت در شورش مهاجرنشينهاى يونى در زمان داريوش مانند شهر آتن هدف لشكركشى اين پادشاه به يونان قرار گرفت .
( 2 ) - داتيس( Datis )از سرداران پارس و فرمانده سپاه پارس در دشت ماراتن در سال 490 قبل از ميلاد .
( 3 ) -ArtapherneS( 4 ) - كيليكى يا سيليسى( Cilicie )از نواحى قديم آسياى صغير واقع در جنوب شرقى اين شبه جزيره كه بعدها عدنه نام گرفت .
( 5 ) -Aleiion