بعد از سلطنت مقام قضا را چگونه مييابد . دمارات از گستاخى اين سؤال بخشم آمد و پاسخ داد كه آنكس كه طعم اين هر دو سمت را چشيده است خود او است « 1 » ، نه لئوتيكيدس ؛ بعلاوه اين سؤال ممكن است براى لاكدمونىها منشاء مشكلاتى فراوان و يا سعادتى بيحد گردد . دمارات اين بگفت و چهره خود را بپوشاند و از صحنه بيرون رفت و به خانه خود بازگشت . در خانه ، بيدرنگ وسائل يك قربانى را فراهم كرد و گاوى به زوس تقديم كرد و همين كه مراسم قربانى بپايان رسيد مادر خود را بحضور طلبيد .
68 - وقتى مادر بنزد او آمد قسمتى از احشاء حيوان را در دست او نهاد و با لحنى ملتسمانه او را چنين مخاطب قرار داد : « مادر ! من اكنون ترا به تمام خدايان و مخصوصا به زوس خداى خانواده كه اينجا مقام و نمازگانه اوست سوگند مىدهم كه به من بحقيقت بگو كه پدرم چه كسى است ؟ لئوتيكيدس در رقابت خصمانه خود با من مدعى شده است كه وقتى تو به خانه آريستون رفتى قبلا از شوهر اولت باردار بودهاى . برخى ديگر از مردم منفورترين افسانهها را در اين باره شايع ميكنند و مدعى هستند كه تو از يكى از خدمتگاران خود كه كارش چرا دادن خرها بوده است آبستن شدهاى و من فرزند همان مرد هستم . به اين جهت من رو به تو آوردهاند و ترا به خدايان سوگند مىدهم كه حقيقت را به من بازگو . اگر آنچه را به تو نسبت ميدهند واقعا انجام دادهاى ، بدان كه تو تنها كسى نيستى كه چنين كردهاى ، زنان بسيارى هستند كه چنين ميكنند .
شايد به همين جهت است كه در سپارت شايع شده است كه آريستون قدرت مردى نداشته زيرا در غير اين صورت لازم بود كه از زنان قبلى خود نيز فرزندانى ميداشت .
69 - وى اين سوال را مطرح كرد و آن زن چنين پاسخ داد : « فرزند من ! از آنجا كه با التماس و اصرار حقيقت را از من جويا ميشوى آنچه حقيقت است بر تو آشكار خواهد
هامش
( 1 ) - اشاره دمارات به آنست كه مقام قضاوت بانتخاب مردم تعيين مىشود در حالى كه مقام سلطنت از راه وراثت منتقل ميگردد و او اين هر دو مقام را آزمايش كرده است ؛ در حالى كه لئوتيكيدس سعادت آن را نداشته كه طعم مقام قضاوت را در حيات خود بچشد .