و كمى قبل از جنگ دريائى در داخل شهر بناى مدرسهاى بر سر اطفالى كه در آنجا بآموختن الفبا مشغول بودند ويران شد و از يكصد و بيست طفل فقط يك تن جان سالم بدر برد . چنين بود علائم خبردهندهاى كه خدايان ميفرستادند . مقارن همان ايام يك جنگ دريائى نيز رويداد كه شهر را مانند كشتىگيرى كه به زانو درآيد بلرزه درآورد . آنگاه ، بعد از جنگ دريائى هيستيه بفرماندهى تعدادى از اهالى لوبوس از راه رسيد و چون تا آن زمان اهالى كيو آسيب فراوان ديده بودند وى توانست به آسانى كار آنها را تمام كند .
28 - آنگاه هيستيه با تعداد قابل ملاحظهاى از يونىها بجنگ با تاسوس « 1 » شتافت .
وقتى او به محاصره اين شهر مشغول بود خبر رسيد كه فينيقىها به قصد تسخير بقيه شهرهاى يونى از ملط شراع بركشيدهاند .
همين كه اين خبر رسيد ، هيستيه از تسخير و غارت شهر تاسوس صرفنظر كرد و با تمام سپاهيان خود با شتاب بسوى لوبوس حركت كرد . اما چون سربازان او با خطر قحطى روبرو بودند ناگزيرلوبوس را ترك كرد و از آنجا به قاره ديگر شتافت تا محصول گندم مزارع اترنه « 2 » و دشت ككوس « 3 » را در ميزى « 4 » جمعآورى كند . اتفاقا در اين محل يكى از پارسها بنام هارپاك « 5 » با سپاهى نيرومند اقامت
هامش
( 1 ) - تاسوس( Thasos )از جزاير مجمع الجزاير اژه در نزديكى ساحل تراكيه كه امروز تاسو( Tasso )نام دارد .
( 2 ) -Atarnee( 3 ) -Kaikos( 4 ) -Mysie( 5 ) -Harpagos- در اينجا منظور مؤلف قطعا هارپارگ وزير اژدهاك سردار معروف پارس در زمان كورش نبوده بلكه سردار پارسى ديگرى بوده است كه در اين زمان حكومت اين محل را در دست داشته ، زيرا از زمانى كه اين وقايع اتفاق ميافتاد تا زمانى كه هارپاگ معروف زندگى ميكرد مدت نسبتا زيادى منقضى شده بود و بعلاوه آوازه سردار معروف پارس در دنياى باستان به حدى بود كه جاى آن نبود هردوت تا اين عبارت از او ياد كند :
« . . . در اين محل يكى از پارسها بنام هارپاگ . . . »