اكنون من چه كم دارم ؟ شريك تمام اموال تو هستم و تو مرا شايسته آن ميدانى كه محرم اسرارت باشم . اگر واقعا حاكم من آنچه را كه ميگوئى انجام داده است ، بدان كه او براى انجام اين عمل فقط با خود مشورت كرده . من مطلقا نميتوانم باور كنم كه اهالى ملط و حاكم من قصد وارد كردن كمترين تغييرى در روابط خود با تو داشته باشند . اما اگر آنان چنين كردهاند و آنچه به تو گفته شده حقيقت دارد ، پادشاها ، اين نتيجه آنست كه مرا از سرزمين درياها دور كردهاى . به نظر ميرسد كه يونىها بعد از عزيمت من آنچه را كه از مدتها قبل در نظر داشتهاند انجام دادهاند . اگر من در يونى بودم هيچيك از شهرها تكان نميخورد . هم اكنون نيز هرچه زودتر مرا به يونى بازگردان تا نظم را در آن سرزمين برقرار كنم و آن حاكم ملط را كه فتنهانگيز است به تو تسليم كنم . بعد از آنكه اين امور را بنحو دلخواه تو ترتيب دادم خدايان را كه حاميان پادشاهانند سوگند ميخورم كه قبل از آنكه ساردنى يعنى بزرگترين جزاير را وادار به پرداخت خراج به تو نكردهام لباسى را كه اكنون بر تن دارم و با آن بسوى يونى حركت ميكنم از تن بدر نخواهم آورد .
107 - قصد هيستيه از اين طرز سخن گفتن فريب دادن داريوش بود . داريوش هم فريب او را خورد و به شرط آنكه بلافاصله بعد از انجام وعدههاى خود به شوش مراجعت كند او را مرخص كرد .
108 - در همان موقع كه گزارش وقايع سارد به اطلاع پادشاه بزرگ ميرسيد و داريوش كمان خود را به آسمان نشانه ميرفت و با هيستيه مذاكره ميكرد و هيستيه از بند خلاص ميشد و به طرف دريا حركت ميكرد اين وقايع نيز اتفاق افتاد : اونسيلوس از اهل سالامين كه آماتونت را محاصره كرده بود خبر يافت كه به زودى تعداد كثيرى از پارسها بفرماندهى آرتيبيوس « 1 » به قبرس خواهند رسيد . بوصول اين خبر اونسيلوس از هر سو رسولانى به سرزمين يونى فرستاد و يونىها را دعوت به كمك كرد . يونىها بىآنكه زياد در اين باره باهم مشورت كنند با نيروى دريائى مهمى به كمك او شتافتند .
هامش
( 1 ) -Artybios