تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
سالامين ملط شد و شورش را به سراسر جزيره قبرس باستثناى آماتونت توسعه داد . چون آماتونت حاضر بقبول اين امر نشد اونسيلوس آن را محاصره كرد . 105 - بدين‌ترتيب اونسيلوس آماتونت را محاصره كرد . بطوريكه نقل ميكنند وقتى به داريوش شاه خبر دادند كه آتنيان و يونىها شهر سارد را گرفته و آتش زده‌اند و رهبر اين توطئه و پيشواى اتحاديه آريستاگوراس از اهل ملط بوده است ، پادشاه بىآنكه به آنچه درباره يونىها نقل ميكردند توجهى كند با اطمينان باينكه آنانرا در هر موقع براحتى مجازات خواهد كرد قبل از هر چيز سؤال كرد كه آتنيان چگونه مردمانى هستند و همين كه بر اين امر وقوف يافت كمان خود طلب كرد ؛ آن را گرفت و خدنگى در آن نهاد و آسمان را نشانه گرفت و خدنگ را در هوا رها كرد و در همان لحظه كه خدنگ را بسوى آسمانها روانه ميكرد فرياد زياد : « خداوندا ! اميدم آنست كه مجازات آتنيان به من واگذار شود ! » اين بگفت و سپس بيكى از كاركنان دربار خود امر كرد كه هربار براى او غذا ميآورد سه بار تكرار كند كه « پادشاها ، آتنيان را بخاطر داشته باش . » 106 - پس از اين فرمان ، هيستيه از اهل ملط را كه از مدتها قبل در دربار او بود طلب كرد و چنين گفت : « هيستيه ، اطلاع پيدا كرده‌ام كه حاكمى كه بانتخاب تو تعيين شد و تو شهر ملط را به او سپردى بر ضد من شورش كرده و تعدادى از مردمان آن قاره « 1 » را بهمراه يونىها كه مجازات آنچه را كرده‌اند خواهند ديد بر ضد من برانگيخته است . او يونىها را بهمراه اين خارجىها بدنبال خود انداخته و شهر سارد را ويران كرده . به من بگو كه آيا اين عمل در نظر تو پسنديده است ؟ چگونه ممكن است اين شورش بىمشورت تو رويداده باشد ؟ مراقب باش كه ديگر موجبى براى اين قبيل اتهامات پيش نيايد » هيستيه پاسخ داد : « پادشاها ، اين چگونه سخنى است كه بر زبان جارى ميكنى ! من چگونه ميتوانم قصد آن داشته باشم كه مشكلاتى كوچك يا بزرگ براى تو بوجود آورم ! مقصود من از اين كار چه چيز ميتواند باشد ؟ مگر
هامش
( 1 ) - مقصود داريوش قاره اروپا و سرزمين يونان بوده است .