همه اهالى ساموس ابراز رشادت كردند . در خشگى نيز همين كه دو اردو باهم روبرو شدند نبرد آغاز شد . برخورد دو فرمانده به ترتيبى رويداد كه هماكنون نقل ميكنم :
همين كه آرتيبيوس با اسب خود بسوى اونسيلوس حمله برد ، اونسيلوس طبق قرارى كه با خدمتگذار خود گذارده بود آرتيبيوس را در حال حمله هدف قرار داد . اسب آرتيبيوس خيز برداشت و سمهاى خود را بر روى سپر اونسيلوس فرو كوفت . در همين موقع آن سرباز كه از اهل كارى بود با شمشيرى سر كج مفصل زانوى پاى حيوان را دريد . آرتيبيوس فرمانده پارسها با اسب خود در ميدان جنگ بر زمين افتاد .
113 - در همان موقع كه جنگ از هر سو بشدت ادامه داشت ، ستسنور « 1 » فرمانرواى مستبد كوريون « 2 » با قسمت مهمى از سپاهى كه خود فرماندهى آن را به عهده داشت به دشمن تسليم شد . ( بطوريكه نقل ميكنند ، كوريون يكى از مهاجرنشينهاى آرگوس است . ) خيانت سربازان كوريون بيدرنگ مورد تقليد گردونههاى جنگى سالامين قرار گرفت . اين شكافها موجب شد كه پارسها نسبت به قبرسىها قدرت بيشترى بدست آوردند . دستههاى يونانى گريختند ؛ بسيارى از آنان كشته شدند و از آن جمله اونسيلوس فرزند كرسيس « 3 » كه سبب شورش قبرس بود و آريستوكيپروس « 4 » پادشاه سول « 5 » و فرزند فيلوكيپروس « 6 » بقتل رسيدند . فيلوكيپروس تنها مستبدى بود كه سولون آتنى كه به قبرس رفته بود او را در اشعار خود ستوده است .
114 - اهالى آماتونت سر اونسيلوس را كه شهر آنها را محاصره كرده بود از بدن جدا
هامش
( 1 ) -Stesenor( 2 ) -Kourion( 3 ) -Cersis( 4 ) -Aristokypros( 5 ) -Soles- رجوع شود به يادداشت ذيل بند 110
( 6 ) -Philokypros