گفتند : « همرزمان ما ! اما خود متوجه شدهايم كه كار بدى كردهايم . فريب پيشگوئىهاى ساختگى را خورديم و كسانى را كه دوستانهترين روابط مهماننوازى با ما داشتهاند و حاضر بودهاند كه تسلط ما بر آتن حفظ شود از سرزمين خود تبعيد كردهايم . ما فقط به اين اكتفا نكردهايم ، بلكه شهر را بدست مردمى حقناشناس دادهايم كه با اينكه بكمك ما آزاد شدهاند همين كه كمر راست كردهاند ما و پادشاه ما را با منتهاى جسارت و گستاخى راندهاند و اكنون همانطور كه همسايگان نزديك آنها يعنى اهالى بئوسى و كالسيس بهتر از هركس تشخيص دادهاند ، هم ادعاى آنها رو به فزايش است و هم قدرت آنها ، و اين مطلبى است كه به زودى ديگر ملل نيز همين كه چيزى از آنها كمتر داشته باشند متوجه آن خواهند شد . چون اين رفتار از جانب ما اشتباه بود اكنون بايد بكمك يكديگر اين اشتباه را جبران كنيم . براى همين منظور است كه ما شما و هيپياس را كه هماكنون در اينجا حاضر است از شهرهاى خودتان فرا خواندهايم . اين عمل براى آن صورت گرفته است كه وى را باتفاق نظر و با سپاه مشترك به آتن بازگردانيم و آنچه را كه از او گرفتهايم به او باز دهيم . »
92 - آنان چنين گفتند ، اما اكثر متحدين آنها از اين سخن استقبال نكردند و همه سكوت اختيار كردند . سوسيكلس « 1 » از اهل كورنت « 2 » رشته سخن را بدست گرفت و چنين گفت :
الف - در شگفتم كه آسمان به زير زمين و زمين بر روى آسمان خواهد رفت ، بنى نوع انسان در دريا زيست خواهد كرد و ماهىها بجاى آب به خشگى خواهند آمد ، زيرا شما لاكدمونىها ابتدا موازنه قوا را از بين بردهايد و اكنون در فكر آن هستيد كه استبداد را بر شهرها حكمفرما كنيد ، كارى كه اگر صورت بگيرد غير معقول و توام با خونريزى خواهد بود . اگر تصور ميكنيد كه حكومت استبدادى براى شهرها مفيدتر است پس خود قبل از ديگران مستبدى در شهر خود مستقر كنيد
هامش
( 1 ) -Sosicles( 2 ) - كورنت( Cnointhe )از شهرهاى يونان باستان در كنار تنگهاى به همين نام كه شبه جزيره پلوپونز را به آتيك و بئوسى متصل مىكند .