56 - اما خوابى كه هيپارك ديد چنين بود : شبى كه فرداى آن جشن پاناتنه « 1 » برپا ميشد هيپارك خواب ديد كه مردى بلند بالا و خوشاندام در كنار او قرار گرفته و اين معما را بر او طرح مىكند :
بىخيال و آسوده ، تو اى شيرمرد ، با سرنوشت ترسآور روبرو شو ،
مردى مشوش و بىانصاف حساب سنگينى را تصفيه خواهد كرد .
همين كه صبح شد وى خواب خود را با خوابگذاران در ميان گذارد و سپس بىتوجه به پاسخ آنان در ازدحام مردم شركت كرد و همانجا بقتل رسيد .
57 - اهالى ژفيرا كه قاتلان هيپارك از بازماندگان آنان بودند مسقط الرأس خود را ارترى « 2 » ميدانند . اما بموجب تحقيقاتى كه من خود كردهام آنان در حقيقت از نژاد فينيقى بودهاند و بهمراه كادموس « 3 » بسرزمينى كه امروز بئوسى « 4 » نام دارد قدم گذارده بودهاند . آنان در آن محل در سرزمين تاناگرا « 5 » كه سرنوشت نصيب آنان كرده بود ميزيستند . بار اول كه اهالى آرگوس « 6 » كادموسىها را از سرزمين خود
هامش
( 1 ) - پاناتنه( Panathenees )بزرگترين و باشكوهترين جشنى كه در آتن بافتخار آتنا( Athena )حامى شهر آتن برپا ميكردهاند . در اين جشن يك چادر گلدوزى شده را كه دختران آتنى در مدت نه ماه تهيه كرده بودند دستهجمعى در شهر گردش ميدادند و سپس آن را به معبد آتنا ميبردند و به الهه تقديم ميكردند . بعلاوه در روزهاى قبل از جشن هر روز مسابقات و بازيهاى مختلف ترتيب ميدادند و مردم آتن بانواع بازيها و خواندن آوازها سرگرم ميشدند . اين جشن و جشن ديونيزى كه بافتخار ديونيزوس برپا ميشد بزرگترين جشنهاى مذهبى آتن باستان بود .
( 2 ) - ارترى( Eretrie )از شهرهاى قديم جزيره بزرگ او به( Eubec )واقع در سواحل غربى شبه جزيره يونان كه مكرر بنحو مؤثر در شورشهاى مهاجرنشينهاى يونان در زمان داريوش بنفع اين مهاجرنشينها مداخله كرد .
( 3 ) - كادموس( Kadmos )دريانورد افسانهاى فينيقى كه بحكايت افسانههاى قديم موسس شهر معروف تب( Thebes )در بئوسى بوده است .
( 4 ) - بئوسى( Beotie )از نواحى مركزى يونان قديم واقع در شمال ناحيه كورنت و و آتن . پايتخت آن شهر معروف تب( Thebes )بوده است .
( 5 ) - تاناگرا( Tanagra )يا تاناگر( Tanagre )از شهرهاى قديم بئوسى( Beotie )در يونان باستان واقع در مشرق شهر معروف تب .
( 6 ) -( Argos )- يادداشت ذيل بند 49 اين كتاب .