تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
حكومت ميتيلين را به او بخشيده بود ، آريستاگوراس فرزند هراكلئيدس « 1 » از اهل كيمه « 2 » و بسيارى اشخاص ديگر . بدين ترتيب آريستاگوراس آشكارا با داريوش به مخالفت برخاست و از هيچ اقدام خصمانه‌اى بر ضد او خوددارى نكرد . قبل از هر كار براى اينكه اهالى ملط را صادقانه با خود همراه كند در حرف نه در عمل از فرمانروائى اين شهر كناره‌گيرى كرد و حكومتى آزاد جانشين آن كرد . آنگاه اين انقلاب عوام فريبانه را به سراسر سرزمين يونى اشاعه داد . در بسيارى از نقاط حكام خودمختار را بر كنار كرد و هريك از سردارانى را كه در كشتىهاى نيروى اعزامى اسير كرده بود به اهالى شهر خود تسليم كرد . وى اين حكام خودمختار را به اهالى شهرها تسليم كرد تا از اين راه قلوب آنان را جلب كند . 38 - اهالى ميتيلن بيدرنگ كوئس را بخارج از حصار شهر بردند و در آن محل سنگسار كردند . اما اهالى كيمه فقط به تبعيد فرمانرواى سابق خود اكتفا كردند . اكثر ديگر شهرها نيز چنين كردند . بدين ترتيب فترتى در حكومت فرمانروايان مستبد در شهرهاى يونى پديد آمد . آريستاگوراس از اهل ملط ، بعد از آنكه حكام مستبد را سرنگون كرد ، در هريك از شهرها به اهالى امر كرد كه فرماندهى از بين خود برگزينند و آنگاه خود بر كشتى نشست و بعنوان نماينده سرزمين يونى به لاكدمونى شتافت ، زيرا براى او لازم بود كه متحد نيرومندى بدست آورد .
هامش
( 1 ) -Heracleides( 2 ) -Kyme
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 32 | هرودت / هادى هدايتى