تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
ناوگان دشمن از كيو حركت كرد و به ساحل ناكسوس رسيد با شهرى مستحكم روبرو شد و مدت چهار ماه آن را محاصره كرد . به زودى آذوقه‌ايكه پارس‌ها با خود آورده بودند تمام شد . آريستاگوراس خود شخصا متحمل مخارج اضافى زيادى شد ، اما اين محاصره مستلزم مخارج بيشترى بود . پس ناچار قلعه‌اى براى تبعيديهاى ناكسوس بنا كردند و آشكارا در حال شكست به خشگى بازگشتند . 35 - بدين ترتيب آريستاگوراس نتوانست بوعده‌اى كه به آرتافرن داده بود وفا كند . بعلاوه پرداخت مخارج اين لشكركشى ، كه از او مطالبه ميكردند ، از قدرت او خارج بود ؛ از شكستى كه متحمل شده بود و اتهامات مگابات سخت بيمناك بود و حدس ميزد كه به زودى حكومت با قدرت او در ملط از چنگش بدر خواهد رفت . در فشار اين نگرانىها بفكر آن افتاد كه شورشى برانگيزد . مصادف با اين وقايع مردى كه سرش خالكوبى شده بود از شوش وارد شد و سفارش‌هاى هيستيه را كه او را به ضديت با پادشاه بزرگ تشويق كرده بود به اطلاع او رسانيد . هيستيه براى آنكه بتواند آريستاگوراس را به شورش برانگيزد و بىخطر او را خبردار كند و نگهبانان و مستحفظين راه‌ها را فريب دهد ، سر يكى از فدائىترين غلامان خود را از ته تراشيد و دستور خود را بر روى آن خالكوبى كرد و سپس صبر كرد تا موهاى او مجددا برويد . همين كه موهاى او به ميزان كافى رشد كرد وى را به ملط فرستاد و به او سفارش كرد كه بمحض ورود از آريستاگوراس بخواهد كه سر او را بتراشد و به سر تراشيده او توجه كند . بطوريكه نقل كردم مطلبى كه بر سر او خالكوبى شده بود دعوت به شورش بود . آنچه هيستيه را به اين عمل وادار كرد تأثر و اندوه شديدى بود كه در نتيجه اسارت در شوش به او روى آورده بود . اگر شورشى در ملط روى نميداد ، اطمينان داشت كه هرگز به آن شهر باز نخواهد گشت . 36 - چنين بود قصد پنهان هيستيه از اعزام آن فرستاده . تقارن اين موجبات در نفس آريستاگوراس موثر واقع گرديد . پس با طرفداران خود بمشورت پرداخت و نظر خود را براى آنها شرح داد و آنانرا از دستورات هيستيه مطلع كرد . عموم آنان بدون اختلاف