آرتافرن « 1 » كه از جانب پدر با او برادر بود به حكومت سارد گماشت و خود بهمراه هيستيه به شوش بازگشت . فرماندهى نظامى مردمان ساكن سواحل نيز به اوتان « 2 » واگذار شد . پدر اوتان كه سيسامنس « 3 » نام داشت از جمله قضات شاهى بود . اما چون حاضر شده بود در مقابل رشوه حكمى بر خلاف حق صادر كند ، كبوجيه امر كرده بود وى را بقتل رسانند و پوست از تنش بيرون كشند . آنگاه دستور داده بود كه پوست او را به صورت نوارهاى باريك ببرند و بر جايگاهى كه او براى قضاوت بر آن جلوس ميكرد قرار دهند . و همين كه جايگاه به اين ترتيب ساخته شد ، كبوجيه اوتان فرزند سيسامنس را كه پوست از تنش كنده بودند بجانشينى پدر گماشت و بوى سفارش كرد كه هميشه در موقع قضاوت بخاطر داشته باشد كه بر چگونه جايگاهى جلوس كرده است .
26 - بطوريكه نقل كردم همين مرد ، يعنى اوتان كه بر چنين جايگاهى جلوس ميكرد بجاى مگابيز بفرماندهى سپاه پارس منصوب شد . اوتان بيزانس و كلكدون « 4 » را تسخير كرد و آنتاندروس « 5 » را در سرزمين تروآ و لامپونيون « 6 » را نيز بچنگ آورد
هامش
( 1 ) - آرتافرن( Artapherne )برادر داريوش اول و والى سارد كه توانست در مدت حكومت خود در سارد شورش بزرگ شهرهاى يونى را كه بتحريك هيستيه برپا شده بود خاموش كند . فرزند همين شخص كه او نيز آرتافرن نام داشت و از سرداران معروف زمان داريوش بود همان كسى است كه باتفاق داتيس( Datis )در لشكركشى داريوش به سرزمين يونان شركت داشت و در جنگ معروف ماراتن در 490 قبل از ميلاد فرماندهى قسمتى از سپاه پارس را به عهده داشت .
( 2 ) - اوتان( Otan )از سرداران پارس و يكى از هفت تن مردانى كه براى بر كنار كردن بردياى دروغى از سلطنت پارس با داريوش همكارى كردند و توطئه معروف هفت تن را ترتيب دادند .
( 3 ) -Sisamnes( 4 ) -Khalcedon( 5 ) - آنتاندروس( Antandros )از شهرهاى قديم آسياى صغير واقع در ايالت ميزى( Mysie )( 6 ) -Lamponion