23 - مگابيز همراه پئونىها به هلسپون « 1 » رسيد و از اين محل عبور كرد و به سارد رفت . در همين موقع هيستيه « 2 » ملطى در سرزمينى كه داريوش بپاداش حفظ پل ايستر « 3 » به او اعطا كرده بود « 4 » بكشيدن حصار مشغول بود . اين محل كه در ساحل ستريمون « 5 » واقع شده ميركينوس « 6 » نام دارد . چون مگابيز از اين اقدامات هيستيه باخبر شد ، همين كه با همراهان پئوئى خود به سارد رسيد براى داريوش چنين پيغام فرستاد :
« پادشاها ، چگونه اجازه ميدهى كه يك يونانى تردست و مكار بتواند با اختيار تمام شهرى در تراكيه تأسيس كند . اينجا سرزمينى است كه در آن جنگل فراوان يافت مىشود و اين جنگلها منبع تهيه چوب كشتىها و پاروهاى آنها است . در اين سرزمين معادن نقره فراوان است و در سراسر آن جمعيتى كثير از يونانى و غير يونانى « 7 »
هامش
( 1 ) -Hellespont( 2 ) -Histiee- درباره اين شخص رجوع شود به يادداشت ذيل بند 11 همين كتاب .
( 3 ) -Istereنام قدم رود دانوب است .
( 4 ) - رجوع شود به تاريخ هردوت - جلد چهارم
( 5 ) -Strymon- رجوع شود به يادداشت ذيل بند يك اين كتاب
( 6 ) -Myrkinos( 7 ) - در اين مورد نيز هردوت از قول مگابيز عناصر يونانى امپراتوى پارس را « بربر » نام داده است و اين دليل ديگرى است بر اينكه مقصود هردوت از به كار بردن اين اصطلاح براى اقوام غير يونانى تميز آنان از اقوام يونانى بوده است نه بيان اينكه آنان از تمدن بىبهره بودهاند . رجوع شود به يادداشت ذيل بند قبل .