ارتباط نزديكى با موضوع اصلى تاريخ او دارد ، يكى از آن جهت لازم است كه قدردانى واقعى نسبت به عظمت و مبارزه و فتح و پيروزى كه نصيب حريف شده حاصل شود ، ديگرى شرح دلايل و موجباتى است كه باعث پيدايش اين مبارزه شديد شده بود كه طرز و جريان لشكركشى و چگونگى رفتار و كار متهاجمين راخوت روشن ميسازد » « 1 »
باوجود نقاط ضعفى كه گاه مورخ در بيان اين قسمت از تاريخ جهان از خود نشان داده و باوجود اطاله كلام و فقدان سليقه در انتخاب مطالب و سردى بيان در بعضى موارد خاص ، همين كه كتاب بپايان ميرسد خواننده احساس مىكند كه پردهاى زيبا و باشكوه از تاريخ گذشته در نظرش مجسم شده ، پرده بزرگى كه اقوام و ملل و مختلف را نشان ميدهد كه هريك سلاح بدست با لباسهاى بديع و شگفت خود پا بصحنه كارزار نهادهاند .
در جوار آنان چهره با وقار پادشاهان و شخصيتهاى برجسته آن زمان مشاهده مىشود كه براى استقرار سلطه جهانى بمفهوم آن زمان باهم دستوپنجه نرم ميكنند .
صحنهء جنگ بزرگ سالامين را نشان ميدهد كه كشتىهاى دو حريف دستهدسته با صداهائى خشك و ترسناك بهم ميخورند و از برخورد آنها منظرهاى موحش در نظر مجسم مىشود . دريا از كشتى شكسته و تخته پاره پوشيده مىشود ، در حالى كه هنگام غروب آفتاب آرامشى عميق جانشين غوغاى روز مىشود و سپاهيان پارس در ميان سكوتى حزنانگيز در تاريكى خفيف شامگاه با اندامى خسته و روحى افسرده آهنگ مراجعت ميكنند .
* * * يكى از ايرادهائى كه محققان به هردوت وارد دانستهاند اينست كه وقتى مؤلف از اقوام مختلف سخن ميگويد با دقتى زائد بر معمول آنچه را درباره زندگانى آنان ديده و شنيده نقل مىكند ، ليكن از روح واقعى تمدن آنان سخن نميگويد بقسمى كه تمدن حقيقى قوم مورد بحث بر خواننده مجهول ميماند . نه تنها از تمدن واقعى پارسها و مصريان در كتاب هردوت چيزى نميتوان يافت ، بلكه برعكس ، همهجا احساس مىشود كه مؤلف از تمدن واقعى اين دو قوم بىاطلاع بوده و آنطور كه بايد و شايد درباره
هامش
( 1 ) همان كتاب ، همان صفحه