تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
سبك طبيعى نزول نميكند و بحدود عبارت‌پردازى هم نزديك نميشود » « 1 » . و در جاى ديگر مورخ و باستانشناس شهير چنين مينويسد : « در نويسندگى هردوت ، سادگى او هيچگاه بدرجه بيمايگى تنزل نميكند - و يا به صورت خشك و زننده درنمىآيد . سبك او كامل ، آزاد و روان است و اختلاف بسيار محسوسى با كوتاه‌نويسى و عبارات مقطع و خشك سبك نگارش يكنواخت مورخان قبلى دارد و هرگاه براى مقايسه نظر سريعى بنويسندگان پيشين يونان كه آثارشان بما رسيده بيندازيم تعجب خواهيم كرد كه تأليفات آنان و حتى تأليفات همدوره‌هاى مؤلف ما تا چه حد خشن و عارى از ظرافت و تا چه اندازه بىلطف و خاصيت به نظر ميرسند . مقايسه‌اى بين سبك هردوت و طرز نگارشى كه در زمان او معمول بوده از نظر نويسندگى تفاوت آشكار بين او و ديگران را به خوبى روشن ميسازد و اين تفاوت و اختلاف بقدرى محسوس و زياد است كه سبك تأليف او شيوه تازه‌اى جلوه مىكند و خواه و ناخواه لقب شريف « پدر تاريخ » را بدون ترديد و اشكال به دو مىبخشد . » « 2 » شايد علت اصلى سادگى نثر هردوت آنست كه مؤلف كتاب خود را در دوره‌اى از تاريخ تمدن بشر تحرير كرده كه انسان از نوشتن منحصرا به منظور بيان مقصود خود استفاده ميكرده است و هنوز فن نويسندگى وسيله‌اى براى شناساندن مؤلف به هيئت اجتماع و كسب نام و افتخار نبوده است . در برابر نثر ساده هردوت خواننده احساس مىكند مؤلف گفتار ساده و بىپيرايه خود را بىتكلف به روى كاغذ آورده و هرگز سعى نكرده است آن را با عبارات و استعارات و تشبيهات زائد تزيين كند . هردوت هرچه در لحظهء تحرير بذهنش رسيده شرح داده و هرگز توجهى به كوتاهى و درازى عبارات و يكنواختى آن نكرده است . به همين جهت است كه عبارات معترضه زيادى در نثر او مشاهده مىشود و اين عبارات خارج از موضوع گاه بقدرى نظر مؤلف را جلب كرده كه او را بطور كلى از اصل مطلب دور و مدتها خواننده را متوجه موضوعى فرعى كرده است . گاه اتفاق ميافتد كه مؤلف مطلب اصلى را رها مىكند و با خواننده درباره مطلبى صحبت مىكند
هامش
( 1 ) راولينسن ، همان كتاب ، صفحه 23 ( 2 ) راولينسن ، همان كتاب ، همان صفحه