آنان قضاوت نكرده است . يكى از محققان انگليسى بنام سيس
( Sayce )
مدعى است كه افسانههائى كه هردوت درباره مصريان و پارسها نقل كرده است غالبا از منابعى يونانى سرچشمه گرفته و در اصل افسانههائى يونانى بودهاند كه هردوت آنها را از روى بى اطلاعى به آن اقوام نسبت داده است .
يكى از خصوصيات قابل ستايش تاريخنويسى هردوت اينست كه بعضى از رجال و شخصيتهاى تاريخ را آنطور كه بودهاند با قلمى سحار و توانا مجسم كرده . درباره آريستيد ، آمازيس ، تميستوكل ، پيزيسترات ، كلئوپاتر و لئونيداس داد سخن داده و در باره چهار تن از پادشاهان هخامنشى : كورش ، كبوجيه ، داريوش و خشايارشا نيز توصيفى از خود باقى گذارده . راولينسن محقق انگليسى قرن نوزدهم درباره اين خصوصيات هردوت چنين مينويسد :
« صورتهاى مختلف سيرت و اخلاق شرقى هرگز به اين خوبى كه هردوت از چهار تن اولين پادشاهان هخامنشى نموده توصيف نشده است : كوروش شخصى بوده ساده ، سخت ، سردسته كوهستانيها ، داراى حس جاهطلبى بسيار با نبوغ عالى نظامى كه چون بر وسعت امپراتوريش مىافزود به همان نسبت هم شاهنشاهى مهربان و پدرى رئوف و خوشرفتار و باذوق و با ملت خود مأنوس بود . كبوجيه اولين نمونه پادشاهان ظالم شرقى است كه قدرت فراوان و بسيارى از هنرهاى پدرش را ارث برده بود ولى بواسطه عواملى كه در تولد و تربيت او اثر نموده بودند فاسد شده بود ، تندجو ، بىتاب ، بدسر و عاجز از از كف نفس و هنگام روبرو شدن با مخالفت ديگران خشمگين و نه فقط سنگدل بلكه درندهخو بود . داريوش كه نمونهء بهترين شاهان شرقى است دلير ، باهوش ، زيرك ، و در فن جنگ و صلح هنرمند ، مؤسس و استواركننده و وسعتدهنده امپراتورى ، وجودى خوشقلب ، مهربان و علاقمند جدى دوستان خود ، خوشرفتار و حتى نسبت بدشمنان مقهور خود نرم و باكرامت بود ، و فقط در مواردى كه مصالح امپراتورى اقتضا داشت و لازم بود كه رفتارش سرمشق باشد سختگير بود . خشايارشا پادشاه ستمگر ، از زمره پادشاهان درجهء دوم و كمقدر ، ناتوان و طفلوار ولى بيرحم و خودخواه ، سستعنصر ، كمرو ،