خط سير سفر خود را طولانى و پرپيچوخم و رنج راه و مشقات سفر را دوچندان ميكرد .
مؤلف هرجا كه مقتضى بوده مشاهدات خود را در كتاب بزرك خود براى خوانندگان نقل كرده است و به همين جهت كتاب او نه تنها مجموعهايست از اطلاعات تاريخى ، بلكه مجموعهايست از تحقيقات مربوط به باستانشناسى و سنن محلى ادوار كهن .
كوشش فناناپذير يك وقايعنگار و تفسيرنويس و ذوق حقيقتبينى كه برازنده هر عالم دانشمندى است گاهگاه از خلال عبارات كتاب او جلب نظر مىكند .
هردوت به يونان اصلى نيز سفر كرد و از شهر آتن كه در قرن پنج قبل از ميلاد بمنتهاى شكوه و جلال خود رسيده بود ديدن كرد و با سوفوكل فيلسوف و دانشمند معروف معاصر دوست و آشنا شد . در همين شهر با يكى از كهنسالترين مردان معاصر خود كه ترساندورس
( Thersandors )
نام داشت و از اهل اركومن
( Ochomene )
بود و در روزهاى پرهيجان جنك معروف پلاته از نزديك شاهد صحنههاى خونين اين جنك بزرگ بوده ساعات متوالى مصاحبه و شخصا در كتاب خود به اين مصاحبه اشاره كرده است ( جلد 9 - بند 16 ) . اقامت هردوت در آتن ظاهرا بدازا كشيده است زيرا بعضى افسانههاى محلى يونان كه صحت آنها چندان هم مورد اطمينان نيست حاكى است كه هردوت بهترين و زيباترين فصول كتاب خود را در مدت اقامت خود در آتن در ميدانهاى اين شهر و در مرتفعات المپ با صداى بلند براى مردم قرائت ميكرده و از اينكه مردم براى او كف ميزدند و او را ميستودند لذت ميبرده است . ظاهرا توسيديد مورخ معروف نيز كه در آن زمان طفلى بيش نبوده نخستين عشق و علاقه خود را به تاريخنويسى از موقعى احساس كرده كه در ميدانهاى شهر به سخنان اين مورخ بزرك گوش داده و دليل اين ادعا مطلبى است كه توسيديد شخصا در كتاب خود بدان اشاره كرده است . توضيح آنكه توسيديد در قالب اشارات و كنايات از هردوت انتقاد و با عباراتى كه بىاعتنائى و تحقير را مىرساند از او ياد كرده و بىآنكه از اين مورخ بزرك صريحا نام ببرد از مورخانى كه كتاب خود را « براى توفيق موقتى در انظار عموم مردم » نوشتهاند و كتاب آنها ارزش نوشته يك نويسنده متفكر و عميق را كه به قصد روشن كردن نسلهاى آينده تحرير شده باشد ندارد و براى روشن كردن حقايق تاريخى