سكاها مهاجمين را بسوى سرزمين آدمخوران كشاندند و پس از آنكه اين قوم نيز از مقابل آنها گريختند ، بسوى سرزمين نور عقبنشينى كردند و در همان موقع كه اقوام نور را نيز راندند بسوى سرزمين آگاتيرسها گريختند . اما آگاتيرسها با اينكه شاهد فرار نزديكترين همسايگان خود در برابر سكاها بودند قبل از آنكه سكاها به سرزمين آنها وارد شوند رسولى بنزد آنان فرستادند و آنانرا از دخول در سرزمين خود منع كردند و اخطار كردند كه اگر در صدد هجوم برآيند قبلا بايد به جنك سختى با آنان تن دردهند .
همين كه آگاتيرسها اين مطلت را به سكاها اطلاع دادند ، تصميم گرفتند مهاجمين را برانند و به اين قصد بدفاع از سرحدات خود مشغول شدند . در حالى كه اقوام ملانكلن و آدمخواران و نورها كه پارسها بدنبال سكاها سرزمين آنها را اشغال كردند هرگز دست به سلاح نبردند و بىآنكه تهديدهاى خود را به ياد آورند « 1 » مرتبا در حال هرجومرج بسوى شمال عقب نشستند . اما در برابر مخالفت آگاتيرسها سكاها از ورود به سرزمين آنها منصرف شدند و پارسها را از سرزمين اقوام نور به كشور خود بازگرداندند « 2 » .
126 - چون اين وضع همچنان ادامه مييافت و سرانجام آن معلوم نبود ، داريوش سوارى بنزد ايدانتيرس « 3 » پادشاه سكاها فرستاد و به او چنين پيغام داد : « اى تيرهبخت ، چرا چنين پيوسته ميگريزى ، در حالى كه ميتوانى يكى از اين دو تصميم را اتخاذ كنى : اگر خود را قادر به مقاومت در برابر من ميدانى ، بايست و از ادامه حركت خوددارى كن و به به جنك بپرداز ؛ اگر برعكس بقدرت خود اطمينان ندارى ، در اين صورت نيز از ادامه حركت خوددارى كن و به سرور خود آب و خاك هديه كن و با من از در مذاكره وارد شو . »
127 - ايدانتيرس ، پادشاه سكاها ، در جواب چنين پيغام داد : « اى پادشاه پارس ، وضع
هامش
( 1 ) - بند 119 همين كتاب
( 2 ) - به قسمت غربى سرزمين سكاها واقع در جنوب سرزمين اقوام نور ( بند 17 همين كتاب )
( 3 ) -Idantyrses