پس اين فينيقىها از درياى اريتره « 1 » حركت كردند و بر روى درياى استوائى « 2 » به بحرپيمائى پرداختند . اينان هر سال در فصل خزان در هر نقطهاى از افريقا كه در طى سفر به آن ميرسيدند بساحل نزديك ميشدند و زمين را بذرافشانى ميكردند و تا فصل كشت در آن محل منتظر ميشدند . همين كه گندم را درو ميكردند بار ديگر عازم دريا ميشدند ، بقسمى كه بعد از دو سال در سال سوم از ستونهاى هركول گذشتند و به مصر رسيدند . و اينها نقل كردهاند كه در مدتى كه گرد افريقا در حركت بودند خورشيد طرف راست آنها بوده ؛ اين مطلبى است كه من شخصا باور نميكنم ، ولى ديگران مختارند كه آن را باور دارند .
43 - چنين است ترتيب شناسائى افريقا . افريقا را ابتدا بطريقى شناختند كه شرح دادم و بعد از آن اهالى قرطاجنه اين مطالب را تأييد كردند ؛ چه ، ساتاسپس « 3 » فرزند تئاسپيس « 4 » كه از خاندان هخامنشى بود نتوانست گرد آن دور زند . با اينكه او را بچنين مأموريتى فرستاده بودند ، وى از طول سفر و تنهائى وحشت كرد و بىآنكه وظيفهايرا كه مادرش به او محول كرده بود انجام دهد به عقب بازگشت . اين شخص از يكى از دختران باكره زوپير « 5 » فرزند مگابيز « 6 » هتك بكارت كرده بود و چون بامر خشاياشا مقرر شد بكيفر اين جنايت
هامش
( 1 ) - درياى اريتره يا درياى احمر امروز كه گاه به اقيانوس هند و خليج فارس نيز گفته ميشد .
( 2 ) - مقصود مؤلف از « درياى استوائى » اقيانوس هند است كه بلافاصله بعد از درياى سرخ قرار گرفته و با قسمتى از سواحل آسيا نيز مجاور است .
( 3 ) -Sataspes( 4 ) -Teaspis( 5 ) - زوپير( Zopyre )بزركزاده پارس كه بنا باظهار هردوت با تدبير خود توانست شهر بابل را پس از محاصره طولانى و مقاومت شديد در آغاز سلطنت داريوش تسخير كند ( هردوت جلد سوم - بند 153 )
( 6 ) - مگابيز( Megabyze )پدر زوپير و يكى از هفت تن از بزركزادگان پارس كه باتفاق داريوش بر ضد بردياى مغ قيام كرد و با قتل او بسلطنت غاصبانه مغ و برادرش خاتمه داد ( هردوت - جلد سوم - بند 67 تا 160 )