تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
هر گاه حضرت آله ارادهء ايجاد شىء نمايد * ( فَإِنَّما يَقُولُ لَه كُنْ فَيَكُونُ ) * پس به مجرّد مشيّت و ارادت آن چيز بر منصّهء ظهور ظاهر گردد و هيچ چيز به حضرت ربّ العزيز نزديكتر از چيز ديگر و نيز چيز دور تر از چيز ديگر نيست بلكه تمامى أشياء در قرب و بعد به حضرت ملك تعالى يا عمران مساوى و يكسان است آنچه گفتم ، فهميدى ؟ عمران گفت : نعم يا سيّدى فهميدم و گواهى مىدهم بر آنكه قادر سبحان بر همان صنعت و نشان است كه شما بصنعت وحدت او از لسان معجز نشان بيان و عيان نموديد و گواهى مىدهم بر آنكه حضرت محمّد نبىّ الرّحمه مبعوث بر تمامى امّت از ايزد خالق بهدايت بدين حقّ است . عمران بعد از اسلام به طرف قبله سر به سجده مهيمن علَّام گذاشت . از حسن بن محمّد النوفلى منقول و مرويست كه جماعت متكلَّمين چون عمران الصّابى را در ميان خود بغايت در علم و كمال فاضل و تمام ميدانستند و او در قيل و قال و در مباحثه علم جدال هرگز منقطع و لال نگرديد در آن دم كه او را ساكت و ملزم ديدند دم در كشيدند و هيچ يك از آن مردم با حضرت امام أعلم أبى الحسن الرّضا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بنطق و تكلَّم در نيامدند و سؤال از هيچ أمر مبهم و غير مبهم از ترس و وهم الزام در آن محفل و مقام ننمودند ، بلكه چون تاب مقاومت از آن طايفه طاق بود مضمون الفرار من سنن المرسلين فيما لا يطاق مطابق و موافق خود دانسته فرصت غنيمت شمرده به غير رخصت مأمون أكثر جماعت از آن محفل بيرون رفتند . در آن حال مأمون الرّشيد برخاسته متوجّه مقام خود گرديد أبى الحسن الرّضا عليه التّحيّة و الثّناء نيز با مأمون داخل مهمانسراى رشيد گرديد و ساير