تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
هويدا گردانى . حضرت امام الورى فرمود كه : هر چه بخاطرت رسد سؤال كن . عمران الصّابى شروع در سؤال كلام و در عرض مطالب و مرام به آن امام الأنام عليه الصّلوة و السّلام نمود در هنگام مكالمهء ايشان ازدحام و كثرت مردمان بحدّى رسيد كه بعضى بر بالاى بعض ديگر افتادند . و در أثناى مكالمات عمران الصّابى گفت مرا خبر ده از كائن أوّل يعنى از موجود اوّل كه قبل از او موجودى و بحيّز وجود پديد نگرديد و نيز مرا از آنچه مخلوق و موجود گشتند مخبر و مطَّلع گردان . حضرت امام البرايا عليه سلام الله تعالى فرمود كه : يا عمران سؤال كردى جواب آن بشنو و بفهم امّا واحد موجود او لا يزال واحد و كائن بود كه چيزى ديگر با او نبود او بلا حدود و أعراض است و هميشه بعد از اين نيز خواهد بود ، بعد از آن ابداع مخلوقات و ايجاد و اختراع موجودات بأعراض مختلفه و حدود متفاوته نمود ذات مقدّس او در هيچ چيز اقامت و هيچ مكان استقامت ندارد و حدّ و تعريف واحد لطيف در هيچ چيز توصيف نپذيرد و او به چيزى مشابهت و مماثلت نگيرد ، يعنى او را مثل و ضدّ و مشابه و ندّ از أزل تا أبد نبود و نخواهد بود و خلايق را حضرت ايزد خالق بعد از ايجاد بر چند نوع مختلف گردانيد چنانچه بعضى را صفوه و پاك طينت و گروهى را غير صفوه و حبيب بىاتصاف و جمعى را با يك ديگر بر صفت اختلاف و صنفى را متّفق و بر وفق ايتلاف گردانيد و ألوان و ذوق و طعم در أنواع بنى آدم و در باقى موجودات قادر عالم پديد نمود و حضرت واجب الوجود را در ايجاد موجودات و اختراع مصنوعات أصلا حاجت نبود و نيز براى فضل و مزيد منزلت نبود كه وصول به آن بدون او