عمران در خدمت آن ولىّ ايزد معبود حاضر شديم مرا در دست راست و او را در دست چپ خود اجلاس نمود تا آنكه فارغ از طعام و كلام شديم جلوس ما در خدمت امام الهمام به همان نظام انتظام داشت .
و چون عمران روان شد حضرت امام الأتقياء أبى الحسن الرّضا ( ع ) به عمران فرمود كه : شما و حسن با يك ديگر مصاحب بوده در طريق سير و سلوك در طريقه مرافقت موافقت نمائيد و على الصّباح باتّفاق پيش ما حاضر شويد تا شما را مطعوم بطعام مدينه جنّت قرينه گردانيم .
حسب الأمر آن ولىّ ايزد أكبر على الصّباح ما و عمران باتّفاق به خدمت آن وصىّ نبىّ امام الانس و الجانّ آمديم و طعام در خدمت آن امام الهمام تناول نموديم كه در مدّت عمر به خوشمزگى آن طعام هيچ گونه از أشربه و أطعمه را نخورده بوديم .
روزى ديگر عمران به منزل و مكان خود استيطان نمود حقيقت خبر او ميان أصحاب مقالات منتشر گرديد متكلَّمين و غيرهم اجتماع نموده با او شروع در جدال و مباحثه قيل و قال نمودند عمران دلايل تمامى ايشان را در نظر همگنان باطل و أمر آن طايفه را فاسد و معطَّل ميگردانيد تا آنكه آن جهلهء نادان از او اجتناب نموده گريزان شدند مأمون الرّشيد ده هزار درهم بصله به او احسان و كرم نمود و فضل بن سهل كه در جود و سخاوت بىبدل بود مال بسيار به او احسان و ايثار نمود و حضرت امام البرايا أبى الحسن الرّضا عليه السّلام او را والى و جابى صدقات بلخ و أطراف آن حوالى گردانيد و او رغايب بمردم به غير مشقّت و تعب رسانيد .
از علىّ بن الجهم منقول و مرويست كه من روزى در خدمت مأمون الرّشيد