مىكند و نقشهء دفاعى خود را به آنان ارائه ميدهد . با جملاتى مقطع و ساده از آزادى و اسارت براى آنان سخن ميگويد و سراسر يونان را براى دفاع از اين آزادى كه آنقدر در خاطر آنان عزيز و گرامى بود به صورت پيكرى واحد متحد مىكند . ولى در همان حال غريو شادى صداى پاى آهنين سربازان متهور پارس در كنار دروازههاى بزرگترين شهر يونان باستان اعتلاى نزديك و استيلاى آيندهء اين قوم مشرق زمين را نويد ميدهد .
دورهء تاريخ هردوت با شرح جنگهاى پلاته و ميكال كه آخرين برخورد تمدن شرق و غرب محسوب مىشود بپايان ميرسد . در جدال و ستيز بزرگى كه بين اين دو تمدن درگرفت غرب موقتا پيروز شد و شرق به داخل چهار ديوارى قارهء وسيع خود بازگشت . از مجموع مجلدات تاريخ هردوت بوضوح استنباط مىشود كه قصد اصلى مؤلف از تأليف نه جلد كتاب تاريخ خود ، بيان ماجراى همين زورآزمائى بزرگ بوده است و آنچه او بعد از ذكر اين وقايع نقل مىكند در حقيقت دنبالهء زائدى است از شرح همين وقايع . راولينسن
( Rawlinson )
تاريخنويس و محقق بزرگ قرن نوزدهم نيز همين عقيده را دارد و درين باره چنين مينويسد :
« قصد واقعى هردوت نگارش تاريخ جنگ تهاجمى ايران بود ، جنگى كه با اولين لشكركشى مردونيه شروع و با تارومار شدن كامل نيروى بشرى عظيم و سپاهيانى كه خشايارشا براى جنگ عليه يونان فراهم ساخته و حركت داده بود تمام شد . » « 1 »
و در جاى ديگر همين مورخ و باستانشناس انگليسى چنين مينويسد :
« آن قسمت از تاريخ او كه مقدم بر لشگركشى مردونيه است در حكم مقدمه مىباشد و از آن ميتوان استنباط كرد كه دو چيز را در نظر داشته : منظور عمدهء نويسنده اين بوده است كه داستان پيدايش و ترقى امپراتورى ايران را كه در مبارزه و جنگ رقيب و دشمن يونان بوده شرح داده باشد و مقصود ديگر او خاطرنشان ساختن
هامش
( 1 ) مقدمهء راولينسن بر ترجمه انگليسى تاريخ هردوت ( ترجمه مختصر تاريخ هردوت توسط ع . وحيد مازندرانى - تهران 1313 ، صفحه 17 )