و حتى نسبت بدشمنان مقهور خود نرم و با كرامت بود ، و فقط در مواردى كه مصالح امپراتورى اقتضا داشت و لازم بود كه رفتارش سرمشق باشد سختگير بود . خشايارشا پادشاه ستمگر ، از زمرهء پادشاهان درجه دوم و كمقدر ، ناتوان و طفلوار ولى بيرحم و خودخواه ، سستعنصر ، كمرو ، شهوتپرست ، تجملدوست كه به آسانى تحت نفوذ درباريان و زنان قرار ميگرفت ، بعلاوه لافزن و فاقد هر قسم مزاياى اخلاقى بود و فقط گاهى براى ظاهرسازى در موقعى كه چيزى احساساتش را برنمىانگيخت به كار كريمانهاى دست ميزد . » « 1 »
* * * از لحاظ طرز بيان و شيوهء انشاء بىشك نثر هردوت يكى از قديمترين و نادرترين نوشتههائى است كه از بشر بيادگار مانده . سادگى و روانى آن بدرجهايست كه خواننده بىاختيار از خود سؤال مىكند كه آيا اين عبارت را قلم بىتجربه و كار نكردهء يك كودك دبستانى تحرير كرده يا خامهء تواناى يك مورخ بزرگ جهانى . افسانههائى كه مؤلف نقل مىكند همهجا يكنواخت و يك نوع بيان شده و حتى در جائى كه اهميت مطلب ايجاب ميكرده است كه همآهنگى و يكنواختى افسانهها را در جهتى خاص تغيير دهد چنين ابتكارى مشاهده نميشود . گوئى كودكى دبستانى قلم بدست گرفته و با سادگى و روانى انشاى طفل دبستانى مطالب كتاب هردوت را تحرير كرده است ! همين سادگى و روانى لطفى خاص به نوشتهء هردوت داده و اين نثر روان را كه يادگار دوران گذشته است از نثر پيچيده و غامض قرون بعد ممتاز كرده . محقق انگليسى دربارهء سادگى و روانى نثر هردوت مينويسد :
« بارزترين مهارت و استادى مؤلف ما و آخرين هنر او كه بايد مورد توجه مخصوص قرار گيرد سادهنويسى او است . روانى طبيعى داستان و احساسات در سراسر كتاب او ، وفور كلمات عادى و مأنوس و اجتناب او از كار عبارتپردازى به منظور خود - نمائى و يا شيوائى ساختگى غالبا مورد توجه و تصديق تمام منقدين بوده است . در نظر
هامش
( 1 ) راولينسن ، همان كتاب ، صفحه 21