تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧

شورش بابل و تسخير مجدد آن

150 - در موقعى كه كشتىها به طرف ساموس در حركت بودند اهالى بابل سر بشورش برداشتند « 1 » . آنها از هر حيث وسائل شورش را فراهم كرده بودند . زيرا هنگام حكومت مغ و در همان موقع كه آن هفت تن بر ضد مغ شورش كرده بودند اهالى بابل فرصت را غنيمت شمردند و خود را براى مقاومت در برابر محاصره آماده كردند . البته آنها اين تداركات را با موفقيت پنهان كردند . ولى همين كه براى شورش آماده شدند چنين كردند كه شرح مىدهم : همهء مردان غير از مادر خود فقط يكى از زنان خانه خود را كه بيش از ديگران دوست ميداشتند نگهداشتند و بقيه را در محلى گردآوردند و كشتند . زنى كه هريك از آنها براى خود نگهداشته بود براى آن بود كه براى شوهر خود غذا تهيه كند . و علت اينكه بقيه را كشتند آن بود كه در مصرف آذوقه صرفه‌جوئى شود . 151 - همين كه خبر اين شورش به داريوش رسيد تمام سپاه خود را گردآورد و بسوى بابل حركت كرد و وقتى در برابر قلعه شهر رسيد آن را محاصره كرد . اما اهالى بابل چنين وانمود كردند كه از اين محاصره چندان ناراحت نمىباشند ؛ آنان به بالاى حصارهاى شهر رفتند و برقص مشغول شدند و داريوش و سپاه او را مسخره كردند « 2 » . يكى از آنان اين سخن پرمعنى را خطاب به پارس‌ها بر زبان جارى كرد : « پارس‌ها ، از چه اينطور وقت
هامش
( 1 ) - در زمان داريوش مردم بابل دو بار شوريدند . بار اول در سال 521 و بار دوم در سال 515 قبل از ميلاد بود . شورش اول بتحريك مردى بنام نىدينتوبل( Nidintu - Bel )و شورش دوم كه مهم‌تر از شورش اول بود بهدايت آراخا( Arakha )روى داد . اما آنچه هرودوت در اين مقام نقل مىكند با هيچيك از اين دو شورش تطبيق نميكند و به همين جهت بعضى از مورخان باستان و از جمله كتزياس( Ctesias )عقيده دارند كه شورشى كه هرودوت در اين مقام شرح ميدهد در حقيقت در زمان خشايارشا اتفاق افتاده كه در طى آن زوپير( Zopyre )كه حاكم شهر بابل بود بقتل رسيد و پسرش مگابيز( Megabyse )براى آنكه انتقام پدر را از مردم شهر بگيرد خود را ناقص كرد و به حيله متوسل گرديد . ( 2 ) - حصار شهر بابل به حدى ضخيم بود كه بحكايت هرودوت و ديگر مورخان باستان دو گردونه از دو جهت مخالف ميتوانست از فراز آن عبور كند .