تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
تعلق خواهد داشت و نيم ديگر آن براى من خواهد ماند . اين پول ترا فرمانرواى سراسر يونان خواهد كرد . اگر در ثروت من ترديد دارى شخصى مورد اعتماد نزد من بفرست تا من خزاين خود را به او نشان دهم . 123 - پوليكرات از اين پيشنهاد خرسند شد و آن را پذيرفت و چون طمع مال داشت ابتدا ماندريوس « 1 » پسر ماندريوس را كه يكى از مردان آن سرزمين و منشى او بود براى تحقيق درباره خزاين گفته شده فرستاد . اين همان كسى بود كه كمى بعد تمام تزيينات عمارت بيرونى پوليكرات را كه بسيار جالب بود به معبد هرا « 2 » تقديم كرد « 3 » . همين كه اوروئيت از ورود نزديك اين فرستاده مطلع شد چنين كرد كه شرح مىدهم : هشت صندوق بزرگ را از سنگ پر كرد و فقط قسمت كوچكى از سطح آن را خالى گذارد . سپس بر روى سنگ‌ها طلا ريخت و اين صندوقها را با ريسمان به يكديگر بست « 4 » و وقتى ماندريوس از راه رسيد در اختيار او قرار داد ؛ او آنها را ديد و بازگشت تا پوليكرات را از آنچه ديده بود باخبر كند . 124 - پوليكرات با وجود اندرزهاى غيب‌گويان و دوستان خود كه همه با اين كار مخالف بودند و بىتوجه به خوابى كه دخترش ديده بود بكشتى نشست تا شخصا به آن محل رود . دختر در خواب ديده بود كه پدرش در فضا بالا ميرود و در همان حال زوس او را ميشويد و هليوس « 5 » او را غسل روغن ميدهد .
هامش
( 1 ) - ماندريوس( Maendrios )( 2 ) - هرا( Hera )يا هرايون( Heraion )( 3 ) - اشاره هردوت به زمانى است كه ماندريوس براى استقرار رژيم جمهورى در ساموس تلاش ميكرد ( بند 142 ) ( 4 ) - در يونان باستان معمول چنين بود كه صندوقهاى جواهر و پول را با ريسمان ميبستند و رمزى براى باز كردن گره آن به كار ميبردند ( 5 ) -Helios