جزيره كار آسانى است زيرا يكى از بوميان با پانزده سرباز پياده آن را تصرف كرده و هم اكنون بر آن حكومت مىكند »
بطوريكه نقل ميكنند اوروئيت از اهانتى كه به او شده بود به سختى ناراحت شد و بجاى اينكه از توهينكنندهء خود انتقام گيرد تصميم گرفت بهرقيمتى هست پوليكرات را كه علت اين اهانت بوده است از ميان بردارد .
121 - داستان ديگرى هست كه كمتر بر سر زبانها است . گويا اوروئيت فرستادهاى به ساموس گسيل داشته بود تا چيزى از پوليكرات بخواهد ( زيرا گفته نشده آن چيز چه بوده ) . در آن موقع پوليكرات در اندرون خانهء خود آرميده بود و آناكرئون « 1 » از اهل تئوس « 2 » در كنار او نشسته بود . محتمل است كه پوليكرات از روى عمد تظاهر به تحقير اوروئيت كرده و شايد هم تصادف مقصر واقعى بوده ، ولى در هرحال ، بطوريكه نقل ميكنند وقتى فرستادهء اوروئيت وارد شد و مطلب خود را بازگو كرد پوليكرات كه در آن موقع روبديوار آرميده بود برنگشت و پاسخى نداد .
122 - اين بود دو دليلى كه گفته مىشود موجب قتل پوليكرات شد و هركس مختار است آن را كه مىپسندد صحيح بداند . پس از آن اوروئيت كه در سرزمين منيزى « 3 »
هامش
( 1 ) - آناكرئون( Anacreon )شاعر نابيناى يونان باستان كه در تئوس( Teos )به دنيا آمد و قسمت مهمى از حيات خود را در دربار پوليكرات در ساموس گذرانيد و پس از پايان كار او به آتن پناهنده شده .
( 2 ) - تئوس( Theos )از بنادر معروف يونى در ساحل آسياى صغير و موطن آناكرئون شاعر نابيناى يونان باستان . اين شهر در اواخر سلطنت كوروش ضميمه امپراتورى پارس شد .
( 3 ) - منيزى( Magnesie )- در عهد عتيق سه محل به اين نام خوانده ميشد كه يكى در تسالى بود ؛ دومى در سىپيل( Sypile )ليدى قرار داشت كه مهاجرنشين اولى بود ؛ سومى به منيزى مآندر معروف بود و در ساحل رود مآندر و در جوار بندر معروف افز( Ephese )قرار داشت و مانند دومى از مهاجرنشينهاى منيزى اول تشكيل شده بود . در اينجا مقصود هردوت همين منيزى سوم است