گفتهء اين زن در نظر داريوش بسيار معقول آمد و چون از پاسخ او راضى بود آنكس را كه اراده كرده بود به او داد و علاوه بر آن ارشد فرزندان او را نيز بر آن افزود و سپس امر كرد بقيه را بقتل رسانند . از اينقرار يكى از هفت تن به ترتيبى كه هم اكنون شرح دادم از بين رفت .
120 - از طرف ديگر ، مقارن زمانى كه كبوجيه بيمار بود حادثهاى به اين شرح رويداده بود : در گذشته كوروش يكى از پارسها را كه اوروئيت « 1 » نام داشت حكمران سارد كرده بود . اين شخص را تمايلى ناپسند فرا گرفت . بىآنكه از پوليكرات ساموسى شكايتى داشته باشد و بىآنكه سخنى ناگوار ازو شنيده باشد و حتى بىآنكه او را قبلا ديده باشد ، تصميم گرفت او را بچنگ آورد و هلاك كند . عللى كه براى عمل او نقل ميكنند چنين است : روزى اوروئيت و يكى از پارسهاى ديگر بنام ميتروبات « 2 » كه حاكم ناحيه داسكيليون « 3 » بود در كاخ شاهى نشسته بودند ؛ هنگام صحبت ، باهم به مجادله پرداختند و چون بحث دربارهء افتخارات آنها بود ميتروبات به اوروئيت چنين گفت : « آيا تو را كه تاكنون نتوانستهاى حتى جزيرهاى بنام ساموس را كه در برابر حكومتنشين تو قرار داد « 4 » بر امپراتورى شاهنشاه بيفزائى ميتوان مرد ناميد ، در حالى كه تصرف اين
هامش
( 1 ) -Oroites( 2 ) -Mitrobates( 3 ) - داسكيليون( Daskyleion )از حاكمنشينهاى قديم پارس در آسياى صغير در مشرق سيزيك( Cyzique )كه هردوت در رديف سوم از حكومتنشينهاى پارس نقل كرده - بند 90 ببعد .
( 4 ) - از اينقرار اوروئيت نه تنها حاكم ناحيه سارد بود كه بر ناحيه يونى نيز كه قسمت مهمى از سواحل آسياى صغير را شامل ميشده حكومت داشته . در غير اين صورت موجبى نبود كه ميتروبالق او را بعنوان اينكه جزيرهاى را كه « در برابر حكومتنشين او قرار دارد » تصرف نكرده او را تحقير كند .