امروز كه پارسها تسلط يافتهاند اين دشت نيز به پادشاه پارس تعلق دارد .
از كوهستانى كه اين دشت را در ميان دارد شط بزرگى جارى است كه آكس « 1 » نام دارد . اين شط در گذشته به پنج شعبه تقسيم ميشده و سرزمين اقوامى را كه قبلا نام بردم « 2 » سيراب ميكرده . آبهاى آن از طريق مجرائى از هريك از گذرگاههاى كوهستان بسوى اين مناطق جارى بود . اما از زمان تسلط پارسها وضع چنين است كه شرح مىدهم : بامر پادشاه بزرگ در هريك از گذرگاهها سدى بنا كردهاند و چون ديگر آب مخرجى ندارد دشتى كه بين اين مرتفعات واقع شده به صورت بركه آبى درآمده است ، زيرا آب شط پيوسته جارى است اما نميتواند بخارج راه يابد .
اين اقوام كه سابقا از آب اين شط بهرهمند بودند و از آن ببعد از مزاياى آن محروم شدهاند در فقر و فلاكتى كامل زيست ميكنند . ترديدى نيست كه هنگام زمستان خداوند براى آنها نيز مانند ديگر مردمان باران نازل مىكند ولى در تابستان هنگامى كه آنها ارزن و كنجد كشت ميكنند به آب شط احتياج دارند . چون از اين آب محروم شدهاند با زنان خود به ميان پارسها ميروند و در برابر درهاى كاخ شاهى ميايستند و با فريادهاى دلخراش تظاهر ميكنند . در اين موقع شاه امر مىكند سدهائى را كه آب آن به طرف كسانى ميرود كه بيش از ديگران به آب احتياج دارند باز كنند . بعد از آنكه خاك اين قسمت به قدر كافى آبيارى شد از نو سدها را مىبندند و شاه امر مىكند سدهاى ديگرى را براى كسانى كه كمك فورى به آنها لازم است باز كنند .
هامش
( 1 ) - در هيچيك از منابع جغرافيائى دربارهء رودى بنام آكس( Akes )اطلاعاتى بدست نيامد .
( 2 ) - مقصود اقوام خراسمى و هيركانى و پارت و سارانژى و نامانى است ( رجوع شود به قسمت اول اين بند )