چنگ گريفون « 1 » ها خارج ميكنند . ولى اين موضوع را هم من باور نميكنم كه مردمانى در دنيا وجود داشته باشند كه فقط يك چشم داشته باشند و از ديگر لحاظ مانند ساير مردمان باشند . در هرحال ما ميتوانيم اظهار كنيم كه در دو منتهىاليه زمين كه مانند كمربندى دنيا را درميان دارند ظاهرا چيزهائى يافت مىشود كه ما زيباترين و ناياب ترين اشياء ميدانيم .
117 - در آسيا دشتى است كه از هرجانب از كوهها محصور است و در اين كوهها پنج گذرگاه وجود دارد . اين دشت در گذشته به خراسمى « 2 » ها تعلق داشته و با سرزمين آنها و همچنين با سرزمين اقوام هيركانى « 3 » ، پارت ، سارانژى « 4 » و تامانى « 5 » هم سرحد است . ولى
هامش
بقيه حاشيه از صفحه قبل باخبر شدهايم و ميدانيم كه در نقاط دورى در شمال مردمانى زيست ميكنند كه فقط يك چشم دارند و همچنين حيواناتى هستند كه نگهبان معادن طلا ميباشند . سكاها افسانههاى اين قوم را نقل ميكنند . . . . و اين كلمه ريشهء سكائى دارد زيرا در زبان سكائى آريما به معناى يك و سپوSpouبه معناى چشم است » كتاب چهارم - بند 27
( 1 ) - گريفون( Griffon )نام موجوديست افسانهاى كه مردم باستان آن را به صورت حيوانى مجسم ميكردهاند كه اندامى شبيه شير ، سر و بالى نظير عقاب ، گوشهائى نظير گوشهاى اسب و بالهائى نظير بال ماهيها داشته . معروف است كه گريفونها در سرزمينى كه آريماسپها اقامت داشتند مراقب معادن طلائى بودهاند كه اين قوم پيوسته در كمين آن بوده است .
( 2 ) - خراسمىها( Chorasmies )يا خوارزمىها قومى از نژاد سكائى بوده است كه در ساحل درياچهء آرال و رود سيحون سكونت داشتند ( بند 93 همين كتاب . )
( 3 ) - هيركانى( Hyrcanie )قسمتى از آسياى قديم در ساحل جنوب شرقى درياى خزر كه شامل قسمت جنوبى داغستان و ناحيهء شرقى مازندران و گرگان امروز ميشده است .
( بند 92 همين كتاب ) .
( 4 ) - سارانژها( Saranges )يا زاركاها( Zarka )نام قومى است كه در مغرب هامون امروز سكونت داشتند ( بند 93 همين كتاب )
( 5 ) - تامانىها( Thamanie )از اقوام ساكن ناحيهء هامون و سيستان امروز كه با قوم سارانژ مجاور بودهاند ( بند 93 همين كتاب )