تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
49 - حقيقت آنست كه اگر پس از مرگ پرياندر حسن روابط بين كورنتىها و اهالى كورسير برقرار ميشد كورنتىها به صرف اين دليل حاضر به شركت در لشكركشى برضد ساموس نميشدند . ولى در عمل از زمانى كه مهاجرنشين جزيره تشكيل شد اينها ( علىرغم خويشاوندى خود ) با يكديگر خصومت داشتند . و به اين دليل بود كه كورنتىها كينه اهالى ساموس را بدل گرفته بودند . 50 - اينكه پرياندر اين اطفال را از خانواده‌هاى بزرگ كورسير برگزيد و براى مجازات به سارد فرستاد علت آن انتقام كشيدن از اهالى كورسير بود زيرا اهالى كورسير قبلا بى جهت نسبت به او خطاهائى مرتكب شده بودند . پس از آنكه پرياندر زن خود مليسا « 1 » را بقتل رسانيد دچار مصيبت ديگرى شد كه آثار مصيبت اول را دو چندان كرد . وى از مليسا دو پسر داشت كه يكى هفده ساله و ديگرى هيجده ساله بود . جد مادرى اين دو پسر كه پروكلس « 2 » و فرمانرواى اپيدور « 3 » بود آنها را بنزد خود برد و محبتى زياد به آنها كرد . اين محبت نسبت بفرزندان دخترش طبيعى بود . در روز مراجعت آنها را مشايعت كرد و به آنها گفت ، « فرزندان من آيا ميدانيد چه كسى مادر شما را كشته است ؟ » فرزندار شد به اين سخن توجه نكرد ولى فرزند كوچكتر كه ليكوفورن « 4 » نام
هامش
( 1 ) - مليسا( Melissa )زوجه پرياندر و دختر پادشاه اپيدور كه بامر پرياندر بقتل رسيد و قتل او موجب بروز اختلاف در خانواده پرياندر و پيدايش افسانه‌هائى گرديد كه در باره فرزند كوچك او ليكوفورن بر سر زبانها افتاد و هردوت قسمتى از آن را در همين بند و بعد نقل مىكند . ( 2 ) - پروكلس( Procles )پادشاه آرگوس و فرمانرواى اپيدور ( 3 ) - اپيدور( Epidaure )از شهرهاى يونان باستان در ايالت آرگوس ( 4 ) - ليكوفورن( Lycophorn )فرزند كوچك پرياندر پادشاه اپيدور كه به علت رفتارى كه پس از قتل مادر با پدر در پيش گرفت از شخصيت‌هاى افسانه‌اى تاريخ باستان گرديد . هردوت در اين بند و بعد قسمتى از افسانه‌هاى او را نقل كرده است .