خواهر او بهتر از هركس ميتواند رضايت او را جلب كند دختر خود را بنزد او فرستاد .
دختر بنزد او رفت و چنين با او سخن گفت :
« اى جوان ، آيا حاضرى كه فرمانروائى بدست ديگران افتد ؟ آيا حاضرى بجاى اينكه براى تصرف اموال پدر بازگردى شاهد درهم ريختن آن گردى ؟ بنزد ما بازآ و از ادامه مجازات خود دست بكش چه شوم است روح مبارزطلبى « 1 » ؛ بدى را با بدى علاج مكن . بسيارى از اشخاص عدالت را در برابر مصالح كنار ميگذارند . چه بسيار كسان ديده شدهاند كه بخاطر مطالبه مادر آنچه را هم كه از پدر به آنها رسيده بود از دست دادهاند . فرمانروائى چيزيست ناپايدار و هوى و هوسى فراوان برميانگيزد .
در اين موقع كه پدرت سالخورده و فرسوده شده اموالى را كه به تو تعلق ميگيرد به ديگران تسليم نكن » دخترك درسى را كه از پدر آموخته بود بر او باز گفت و سخنان اطمينان بخش بر زبان جارى كرد اما او پاسخ داد كه تا پدر در حيات است هرگز به كورنت مراجعت نخواهد كرد . دختر اين پيام را به پدر رسانيد و پرياندر براى سومين بار كس بنزد او فرستاد و پيغام داد كه چون خود تصميم دارد به كورسير مهاجرت كند بهتر است او براى در دست گرفتن حكومت به كورنت عزيمت كند . پسر با اين شرط تسليم شد . پس پرياندر مشغول تهيه وسايل حركت به كورسير شد و پسرش به تهيه وسائل عزيمت به كورنت پرداخت . اما اهالى كورسير كه از اين ماجرا مطلع شده بودند پسر را كشتند تا پرياندر در سرزمين آنها مستقر نشود . باينجهت بود كه پرياندر ميخواست اهالى كورسير را مجازات كند .
هامش
( 1 ) - در اينجا مولف اصطلاحى به كار برده كه ترجمه واقعى آن « جاهطلبى » است .
اما چون اين كلمه گوياى حال ليكوفورن گوشهگير نيست و اين جوان با پيش گرفتن اين رفتار قصد جاهطلبى نداشته و بيشتر با پدر قصد مبارزه داشته است اصطلاح « مبارزطلبى » براى بيان مقصود مؤلف رساتر به نظر رسيد .