پدر و مادر خود را ميخورند بحضور طلبيد و از آنها پرسيد كه بچه قيمتى حاضرند جسد پدر خود را در آتش افكنند . هنديان از تعجب فريادى از حلقوم خود خارج كردند و مصرا از او خواستند كه سخن بكفر نگويد . تا اين درجه اين رسوم پابرجا ميباشند و تا اين حد اشعار پند « 1 » ار تحت عنوان « رسم و سنت ، فرمانرواى جهان « 2 » است ، صحيح است .
هامش
بقيه پاورقى از صفحه قبل هندى كه هردوت كالاتى ناميده بدست نيامد . شايد گروهى از هنديانى بودهاند كه پوست آنها سياه بوده و در بند 101 اين كتاب از آنها سخن در ميان مىباشد .
( 1 ) - پندار( Pindare )بزرگترين شاعر غزلسراى يونان باستان كه در حدود سال 520 قبل از ميلاد در شهر تب به دنيا آمد و در حدود سال 440 قبل از ميلاد در سيراكوز درگذشت . از اشعار او قسمتهائى كه جنبهء حماسى دارد تحت عنوان المپيك( Olympiques )و فتيك( Phthiques )باقيست .
( 2 ) - اشاره هردوت به يكى از اشعار پندار است كه افلاطون قسمتى از آن را در كتاب گورگياس چنين نقل كرده : « عادت ، فرمانرواى موجودات فانى و جاودانى با قدرت بر آنها حكومت مىكند . . . » ( افلاطون - گورگياس - ب 484 ) .