تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
خود نقل كنند . هردوت نيز مانند ديگر مؤلفان قديم نام خود را در آغاز كتاب خود با بيانى ساده و مختصر چنين نقل مىكند : « هردوت از اهل هاليكارناس تحقيقات خود را در اين كتاب به مردم تقديم مىكند » . مؤلف به همين مختصر قناعت كرده و بذكر نام خود و نام شهر موطن خود اكتفا نموده و در سراسر كتاب ذكرى از خود نكرده بقسمى كه تنها وسيله براى تشخيص شخصيت او خصوصيات اخلاقى و روحى او است كه در خلال عبارات كتابش جلب توجه مىكند . گفته شد كه نه تنها هردوت خود مطلبى دربارهء زندگانى خود نقل نكرده ، بلكه مؤلفان قديم نيز چيزى دربارهء او نقل نكرده‌اند و صرفنظر از متن مختصرى كه از سوئيداس باقى است و لوحهء قبرى كه اتين از اهل بيزانس به او نسبت داده و متن كوتاهى از اوزب
( Eusebe )
، سند و مدرك تاريخى ديگرى دربارهء او در دست نيست . متن مختصرى كه از سوئيداس دربارهء هردوت باقى است بقدرى كوتاه و مختصر است كه ميتوان آن را نظير توضيح سادهء يك كتاب لغت تاريخ دانست . اين نويسندهء باستان دربارهء هردوت چنين مينويسد : « هردوت فرزند ليگزس
( Lyxe ? s )
و دريو
( Dryo )
بود و در هاليكارناس در خانواده‌اى اصيل و نجيب تولد يافت . او برادرى داشت كه تئودور
( The ? odore )
ناميده شد . هردوت براى فرار از چنك ليگداميس
( Lygdamis )
دومين جانشين آرتميز
( Atre ? mise )
از هاليكارناس به شهر ساموس
( Samos )
گريخت ( آرتميس مادر پيزيندليس
( Pisinde ? lis )
و جدهء ليگداميس بود ) . در ساموس بآموختن زبان محلى يونانى پرداخت و تاريخى در نه جلد تحرير كرد كه با زمان سلطنت كورش پادشاه پارس و كاندول پادشاه ليدى آغاز مىشود . همين كه به هاليكارناس بازگشت ، بر فرمانرواى مطلق العنان اين شهر فائق آمد ولى چون با مشكلات فراوان و رقابت‌هاى سياسى مواجه شد از روى ميل به شهر توريوم
( Thurium )
كه در آن زمان مهاجرين آتنى در حال تأسيس آن بودند رفت و در آن شهر مقيم شد . وى در همان شهر در گذشت و در ميدان بزرك شهر مدفون شد . ولى