يونان باستان تحت تأثير افسانههاى كهن كه در آنزمان بر سر زبانها بود عليه حكمرانان جبار و ستمگران شهرهاى خود قيام ميكردند و مدتى نسبة كوتاه از نعمت آزادى و استقلال برخوردار ميشدند . دليل اين ادعا آنست كه هردوت وقتى از شهر آتن سخن ميگويد تمجيدى فراوان از آزادى سياسى مردم اين شهر مىكند ( جلد پنجم - بند 78 ) و در جاى ديگر كه يكنفر از پارسها جلال و شكوه دربار خشيارشا را براى دو نفر اسپارتى نقل مىكند از قول اسپارتىها به سرباز پارس چنين پاسخ ميدهد : « تو اسارت را تحمل كردهاى ولى هرگز طعم آزادى را نچشيدهاى و هنوز نميدانى كه آزادى تلخ است يا شيرين . اگر مزهء آن را چشيده بودى امروز بما توصيه نميكردى كه با نيزه بدفاع از آن بپردازيم ، بلكه سفارش ميكردى كه حتى با تبر از آن دفاع كنيم . » ( جلد هفتم - بند 125 ) .
مدت اقامت هردوت در ساموس كوتاه بود ، چه كمى بعد مؤلّف بزرگ بسير و سياحت در ربع مسكون آنزمان پرداخت . نخست به ناحيه سيرن
( Syre ? ne )
قدم نهاد و سپس بسواحل درياى سياه سفر كرد . آنگاه تسهيلاتى را كه در اثر سازمان ادارى منظم پارسها در آسياى صغير و ديگر نواحى براى سفر فراهم شده بود مغتنم شمرد و با اطمينان و آرامش خاطر قسمت اعظم اين امپراطورى وسيع را سياحت و به سرزمين ليدى و ماد و پارس مسافرت كرد . سپس متوجه سرزمين اسرارآميز فراعنه و گاهوارهء تمدن مشرق زمين گرديد . اين سرزمين مرموز كه از هر گوشهء آن مجسمههاى ابو الهول و اهرام بزرگ سر بفلك كشيده بود اثرى عميق در روح ظريف و جوان اين يونانى كنجكاو كه شيفتهء افسانهها و داستانهاى كهن بود باقى گذارد . هردوت بكشور فينيقيه نيز سفر كرد و در اين سرزمين تجار حادثهجو كه كشتيهاى خود را باقصى نقاط دنياى آن زمان گسيل ميداشتند او را از احوال كشورهائيكه در آن زمان سرحد نهائى جهان محسوب ميشد و در آنسوى ستونهاى هراكلس يا جبل الطارق امروز قرار داشت مطلع كردند . هردوت همه جا دربارهء عادات و رسوم و سنن مردم به جمعآورى اطلاعات پرداخت و نه تنها با حرص و ولعى خاص بكسب اطلاعات دربارهء طبقات سوم اجتماعات آن زمان مشغول