كه به قرن پريكلس معروف است يونان باستان بمنتهاى شكوه و عظمت و جلال تاريخ خود رسيد و مانند گلى زيبا و درخشان شكفته شد و جمعى شاعر و نويسنده و فيلسوف و مورخ و حقوقدان به عالم بشريت هديه كرد كه اساس علوم و اطلاعات كنونى بشر را پايهگذارى كردند . بىجهت نيست كه يكى از بزرگترين نويسندگان معاصر فرانسه تمدن يونان باستان را در عين درخشندگى و كمال به « جوانى ابديت » يا « جوانى تمدن بشر » تشبيه كرده است . همانطور كه جوانى انسان هرگز تجديد نميشود ، اين « جوانى ابديت » نيز هرگز تكرار نخواهد شد و تاريخ بشر هرگز روزگار جوانى خود را تجديد نخواهد كرد .
در قرنى كه تمدن يونان باستان باوج اعتلا و درخشندگى رسيد و به قرن پريكلس معروف شد يونان باستان در جميع رشتههاى ادب و علوم و فنون بشرى درخشيد . درام نويسان و نويسندگان بزرگى از نوع اشيل
( Eschyle )
، سوفوكل
( Sophocle )
و اوريپيد
( Eurypide )
و شعرائى نظير آريستوفان
( Aristophane )
عالم علم و ادب يونان باستان را مزين كردند . و در همان زمان حقوقدانان بزرگى نظير سولون
( Solon )
و ليكورگ
( Licurgue )
نخستين قوانين بزرك را تدوين كردند و دانشمندان و فلاسفهاى نظير تالس ملطى و فيثاغورث حكيم و سقراط و افلاطون و ارسطو نخستين اصول علم امروز بشر را پايهگذارى نمودند و فلسفه و حكمت را باوج تكامل رساندند و درين راه بقدرى سريع گام برداشتند كه در اندك زمان اعتلاى روح انسانى بسرحد كمال رسيد و گوئى كاروان تمدن معنوى در مدتى كوتاه بسرمنزل مقصود نائل گرديد . كليه مشكلات و مجهولات جهان به نحوى رضايتبخش حل شد و يا بطريقى علمى به صورت سؤالى ساده مطرح و براى نسلهاى آينده بيادگار گذارده شد .
در زمينه تاريخنويسى نيز قرن پنجم قبل از ميلاد يكى از قرون پرثمر تاريخ جهان محسوب مىشود ؛ چه در همين قرن و در يكى دو قرن بعد است كه سلسله زنجير مورخان بزرگى نظير هردوت و توسيديد و كتزياس و گزنفون و پلوتارك و جمعى