ديگر از مورخان باستان هويدا مىشود و تاريخنويسى دوشبدوش ديگر علوم بمرحله جديدى از سير تكامل خود قدم ميگذارد .
هردوت كه خود نخستين پيش قدم اين دسته از تاريخنويسان عهد كهن محسوب مىشود بىترديد قديمترين مورخ جهانست . بىجهت نيست كه قرنها نام او با تاريخ باستان توأم بوده و همه جا او را « پدر تاريخ » نام نهادهاند . در حقيقت اوست كه تاريخ نويسى را به بشر آموخت و هم اوست كه بتحرير نخستين تاريخ جامع جهان دست زد . قبل از او هكاتهء معروف نيز به تحرير تاريخ دست زده بود و معروف است كه هردوت آثار خود را از او اقتباس كرده و سپس اصل را از بين برده و كتاب مؤلف قديم را بنام خود بجهانيان عرضه كرده است . دليلى كه طرفداران اين عقيده براى اثبات مدعاى خود اقامه ميكنند اينست كه اولا هردوت شخصا در چند جاى كتاب خود به نويسندگان قديمتر از خود اشاره كرده و ثانيا بعضى مطالبى را كه او نوشته نويسندگان يكى دو قرن بعد از او عينا از قول هكاته نقل كردهاند و اين خود مىرساند كه هردوت كه پس از هكاته ميزيسته آن مطالب را از هكاته تقليد كرده و سپس كتاب او را سوزانده است . در صحت اين ادعا ترديد بسيار است ، چه اگر واقعا هردوت آثار هكاته را از بين برده باشد چگونه آن آثار بدست مؤلفان قرون بعد رسيده كه بكمك آن توانستهاند قسمتهائى از كتاب ادعائى او را نقل كنند . در هر حال چون بحث درباره صحت يا سقم اين ادعا بس طولانى و تمام ناشدنى است از اشتغال بدان پرهيز مىشود و چون قديمترين كتاب تاريخى كه در حال حاضر مىشناسيم كتاب هردوت است ما نيز مانند غالب مورخان جهان او را « پدر تاريخ » لقب ميدهيم .
از زندگى خصوصى پدر تاريخ اطلاع زيادى در دست نيست . منابعى كه از نويسندگان عهد عتيق دربارهء او باقى و ممكن است چراغ راه ما براى كشف تحولات زندگى او گردد متون معدود و مختصرى است از سوئيداس
( Suidas )
و اتين
( Etienne )
از اهل بيزانس و نيز متنى از اوزب
( Euse ? be )
و بعضى متون كماهميت ديگر . بكمك همين اسناد و متون مختصر است كه دانشمندان و محققان كوشيدهاند سرگذشت