به گردن و قلادهاى در دهان داشتند از راه آوردند « 1 » . اينها را بقربانگاه ميبردند تا بانتقام ملاحان ميتىلن كه كشتى آنها را در ممفيس شكستند و خود آنها را كشتند قربانى كنند . قضات شاهى « 2 » چنين تصميم گرفته بودند و مقرر بود كه در ازاء هريكنفر از اهل ميتىلن ده نفر از بزرگترين خانوادههاى مصرى كشته شوند « 3 » . پسامنيتوس اين جوانان را هنگام عبور مشاهده كرد و دانست كه فرزندش بسوى قربانگاه ميرود . ديگر مصريان كه در كنار او نشسته بودند گريه و زارى ميكردند و با صداى بلند تأثر شديد خود را ظاهر ميساختند . اما او همان روشى را كه هنگام مشاهده دختر خود داشت حفظ كرد .
آن جوانان از نظر ناپديد شدند و پس از آنها يكى از كسانى كه غالبا در ضيافتهاى شاهى حضور داشت ، مرد سالخوردهاى كه تمام دارائى خود را از دست داده بود و ديگر چيزى برايش باقى نبود و در عين فقر و تنگدستى از سربازان تقاضاى صدقه ميكرد از برابر پسامنيتوس فرزند آمازيس و مصريانى كه در اين نقطه از حومه شهر گرد آمده بودند عبور كرد . همين كه پسامنيتوس او را ديد بغض گلويش را فشرد و فريادى سرداد .
آنگاه دوست خود را باسم پيش خواند و با دست خود سر خود را مجروح كرد . در كنار او محافظينى بودند كه از هر عملى كه او هنگام مشاهده اين رفت و آمدها انجام ميداد كبوجيه را مطلع ميكردند . كبوجيه از اين رفتار او در شگفت شد و كس بنزد او فرستاد و آن شخص به او چنين پيغام داد : « اى پسامنيتوس ، سرور من كبوجيه از تو ميپرسد كه بچه جهت از مشاهده
هامش
( 1 ) - در حجارى كتيبه بيستون رؤسا و مسئولين شورشهاى اوليه زمان داريوش در وضعى نظير آنچه هردوت در اين مقام توضيح ميدهد در برابر شاهنشاه هخامنشى بصف ايستادهاند . بايد تصور كرد كه ريسمان به گردن ياغيان افكندن و قلاده در دهان آنها گذاردن در آن زمان امرى بسيار معمول بوده است .
( 2 ) - درباره قضات شاهى رجوع شود به بعد ، بند 31 .
( 3 ) - از اينقرار معلوم مىشود ملاحان كشتى ميتىلن كه در مصر بقتل رسيده بودند دويست نفر بودهاند كه در ازاء هر ده نفر براى هريكنفر آنها جمعا دو هزار مصرى مجازات ميشدند . جالب توجه است كه تعداد ملوانان كشتىهاى جنگى در زمانى كه جنگهاى ايران و يونان روى ميداد دويست تن بوده است ( هردوت كتاب هشتم - بند 184 - كتاب هشتم - بند 17 ) .