نوشيدند « 1 » . سربازان مزدور خارجى به اين ترتيب به نبرد پرداختند . نبردى سخت بود . از هردو طرف تعداد زيادى از جنگاوران كشته شدند و سرانجام مصريان عقب - نشينى كردند .
12 - اهل محل مرا از موضوعى مطلع كردهاند كه خود آن را تحقيق كردهام استخوانهاى جنگاورانى كه از هر دو سپاه در اين كارزار كشته شدند به صورت پشتههائى پراكنده و مشخص درآمده است ( من در يك سو استخوانهاى پارسها را و در سوى ديگر استخوانهاى مصريان را همانطور كه در روز جنگ از هم جدا بود به چشم ديدهام ) .
شگفت آنست كه جمجمههاى پارسها به حدى نرم است كه حتى با يك كلوخ ميتوان آنها را سوراخ كرد درحاليكه جمجمههاى مصريان بقدرى محكم است كه حتى بضرب سنگ هم به سختى ميتوان آنها را خرد كرد .
علتى كه در اين مورد براى من نقل كردهاند و من آن را براحتى باور كردم چنين است : مصريان از آغاز طفوليت سرهاى خود را ميتراشند « 2 » و نسوج استخوانهاى آنها در اثر تابش آفتاب محكمتر مىشود و بهمينجهت است كه آنها طاس نميشوند .
حقيقت آنست كه در مصر از همهجاى ديگر سرطاس كمتر ديده مىشود . و به همين جهت است كه جمجمههاى مصريان محكم است و اگر جمجمههاى پارسها نرم است علت آنست كه از طفوليت سر خود را با نمد و كلاه در سايه نگهميدارند . چنين اين موضوع
هامش
( 1 ) - از اين قبيل صحنهها در روايات مورخان باستان زياد مشاهده مىشود : در بعضى موارد براى اداى سوگند خون خود را باهم مخلوط ميكردند و از آن مينوشيدند ( كتاب چهارم هردوت - بند 70 ) ، در بعضى موارد طرفين خون يكديگر را مىمكيدند ( كتاب اول - بند 74 ) . همچنين مكرر از سربازانى سخن گفته شده كه خون دشمنان مغلوب خود را نوشيدهاند ( هردوت - كتاب چهارم بند 64 ) - اما در تمام اين موارد سخن از مشرق زمينيان است ، در حالى كه در اينجا سخن از كارىها و يونىهائى است كه از نژاد يونانى ميباشند و بسيار جاى تعجب است كه هردوت اين روايت را دربارهء آنها نيز نقل كرده . ( درباره مراسم عزادارى كارىها رجوع شود به كتاب دوم هردوت بند 61 ) .
( 2 ) - آنچه هردوت در اين بند نقل مىكند با مطالبى كه در بند 65 از كتاب اول درباره عادات و رسوم مصريان نقل كرده مبانيت دارد ( رجوع شود به كتاب اول هردوت - بند 65 ) .