ما از او سخن ميگوئيم بقدرى معروف بود كه تمام يونانيان نام رودوپيس را ياد گرفتند . بعدها زن ديگرى كه آرشيديكه « 1 » نام داشت در يونان شهرتى زياد كسب كرد و با اين حال آنقدر كه اولى در يونان بر سر زبانها است دومى نيست .
و اما شاراكسوس « 2 » بعد از آنكه رودوپيس را آزاد كرد به ميتىلن بازگشت .
ساپو « * 2 » در يكى از اشعار خود او را دشنام داده و در اينجا من سخن را دربارهء رودوپيس كوتاه ميكنم .
136 - بطوريكه كاهنان نقل ميكنند بعد از ميكرينوس آسيشيس « 3 » پادشاه مصر شد و در معبد هفستوس « 4 » دهليزى در جهت مشرق بنا كرد كه زيباترين و بزرگترين آنها محسوب مىشود . بطوركلى در دهليزها تصويرهائى هست كه در سنگ حجارى شدهاند و از طرف ديگر منظره بسيار مجلل و باشكوهى دارند ، ولى اين دهليز بدرجهاى بسيار زياد از ديگران عالىتر است . بگفته كاهنان چون در زمان اين پادشاه به علت كميابى شديد پول كسبوكار مردم دچار ركود شد قانونى براى مصريان وضع شد كه بموجب آن هركس ميتوانست موميائى پدر خود را گرو گذارد و باعتبار آن پول قرض كند . قانون ديگرى بر اين قانون اضافه شد كه بموجب آن وام دهنده بر مقبرهء تمام افراد خانواده وامگيرنده مسلط ميشد . هركس كه بضمانت گروى مورد بحث متعهد ميشد ، چنانچه از پرداخت وام خود امتناع ميكرد ضمانت اجراى آن چنين بود : او خود شخصا حق نداشت پس از مرگ در -
هامش
( 1 ) -Archidike( 2 ) -Charaxos( * 2 ) -Sappho( 3 ) -( Asychis )پادشاهى به اين نام در تاريخ مصر شناخته نشده . ديودور از اهل سيسيل مورخ باستان در كتاب خود از شخصى به اين نام اسم برده و ميگويد كه يكى از مقننين مصر بوده است ( ديودور - كتاب اول - بند 94 ) بهرحال يكى از جانشينان نزديك ميكرينوس كه ظاهرا هرمى نيز بنا كرده شخصى است بنام آسسكاف( Aseskaf )يا شپسسكاف( Shepseskaf )كه ممكن است هردوت او را آسيشيس ناميده باشد .
( 4 ) - هفستوس( Hephaistos )يا وولكن( Vuclcain )خداوند آتش و آهن در يونان باستان .