كه گاو را در نور آفتاب قرار ميدهند زيرا بطوريكه نقل ميكنند آن دختر در موقع مرگ از پدر خود ميكرينوس تقاضا كرده بود كه سالى يك بار آفتاب را به او نشان دهند .
133 - بطوريكه كاهنان براى من نقل كردهاند بعد از مرگ دختر پادشاه ، مصيبت ديگرى به او روى آورد كه چنين بود : هاتفى از شهر بوتو « 1 » رسيد و به او خبر داد كه فقط شش سال ديگر بيش زنده خواهد بود و در سال هفتم خواهد مرد پادشاه كه از اين خبر خشمگين بود كسانى به معبد فرستاد تا خداوند را سرزنش كنند و شكايت كرد كه پدرش و عمويش كه درهاى معابد را بستند و در فكر خدايان نبودند و بمردم هم ظلم و ستم ميكردند عمرى طولانى داشتند ولى او كه مردى مقدس و مذهبى است بايد به اين زودى بميرد . اما از معبد هاتف ديگرى رسيد و اظهار كرد كه درست به همين دليل است كه او حيات خود را كوتاه كرده است ، زيرا او كارى را كه ميبايد انجام دهد انجام نداده . لازم بود كه كشور مصر مدت يكصد و پنجاه سال از مصائب رنج برد ؛ دو پادشاه سلف او اين مطلب را درك كرده بودند ولى او درك نكرده . وقتى ميكرينوس اين جواب را شنيد چون احساس كرد كه سرنوشت او تعيين شده دستور داد تعداد زيادى چراغ آماده كنند . همين كه شب فراميرسيد چراغها را روشن ميكرد و شراب ميآشاميد و پيوسته شب و روز به خوشگذرانى ميپرداخت و در درياچهها و جنگلها و هرجا كه مىشنيد بهتر ميتوان تفريح كرد بگردش ميپرداخت . وى اين كار را به آن جهت ترتيب داد تا شب را به روز مبدل كند و شش سال عمر خود را دوازده سال كند و به اين ترتيب خداوند را دروغگو نشان دهد .
134 - اين پادشاه نيز هرمى از خود باقى گذارد كه از هرم پدرش خيلى كوچكتر است .
اگر بهريك از اضلاع آن بيست پا « 2 » بيفزائيم اندازهء آن به سه پلتر « 3 » ميرسد .
هامش
( 1 ) -Routo( 2 ) - پا واحد طول در يونان باستان و برابر 296 ميليمتر ( رجوع شود به يادداشت مقدمه دربارهء اوزان و مقادير در يونان باستان ) .
( 3 ) - پلتر( Plethre )واحد طول در يونان باستان و برابر صد پا يا 29 متر و 6 ميليمتر ( رجوع شود به يادداشت مقدمه دربارهء اوزان و مقادير در يونان باستان ) .